انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩١ - مصالح عمومى
آيه مباركه دو چيز را بهعنوان موجبات قتل حساب مىكند، يكى كشتن به ناحق كه حكم قصاص را نداشته باشد و ديگرى فساد در روى زمين، يعنى سوق دادن مردم به سوى گمراهى، بىدين نمودن مردم، منحرف نمودن اطفال مردم، ترويج فرهنگ ابتذال مانند اعتياد به ترياك، هروئين، شراب، چرس، زنا، لواط و ساير مواد ممنوعه و مضر، عدهاى هستند كه ترويج فحشاء مىكنند، جوانان را توسط زنان فاحشه به" مرض مهلك ايذ" گرفتار مىكنند، عدهاى ديگر هستند كه كتابهاى گمراه كننده را وارد كشور مىكنند، همهى اينها فساد در روى زمين به حساب مىآيد، كشتن يك انسان به ناحق و ايجاد فساد در روى زمين، مفاسد زيادى را در پى دارد، اگر بخواهيم تمام مفاسد را بنويسيم يك كتاب مىشود، كشتن مفسد براى حاكم شرعى جايز است؛ اما مردم نمىتوانند خود سرانه شخص مفسد را بكشند. كشتن انسان مؤمن در اسلام جايز نيست، لذا خداوندتبارك و تعالى بهخاطر اينكه خون چند نفر مسلمان حفظ شود و آنان به ناحق كشته نشوند، از قتل مشركين نيز جلوگيرى به عمل آورد.
مصالح عمومى
ظاهر قضيه همين بود كه براى شما بيان نمودم؛ ولى در مورد اولياءالله، نقل شده است كه در جنگها بعضى از كفار را نمىكشتند، از آنان پرسيده مىشد كه چرا اينان را نمىكشيد؟ مىگفتند: به من الهام شد كه در صلب او مسلمان وجود دارد و ممكن است يك نسل بعد يا دو نسل بعد، يك مسلمانى از او به دنيا بيايد، اگر من او را مىكشتم آن مسلمان به دنيا نمىآمد. مىخواهم خدمت شما عرض كنم كه بعضى اوقات انسان در كارى بسيار عجله مىكند، مىخواهد زودتر آنرا انجام دهد، حتى