انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٩ - كنار گذاشتن منيت ها
بر او سلام كند، او نيز بر او سلام نمايد. اگر كسى او را يك شب دعوت كرد، او نيز او را دعوت كند.
در چنين شرايطى تمام روابط اجتماعى بر اساس برخورد متقابل صورت گرفته و زندگى اجتماعى از هم پاشيده و خراب مىشود؛ براى اينكه هيچكارى بدون توقع و براى رضاى خدا انجام نمىشود. منّيت در اجتماع حاكم مىشود. در حالىكه منّيت انسان خيلى ضعيف و ناچيز است؛ اگر روابط اجتماعى بر اساس منّيت استوار شود، هيچگاهى در بين مردم محبت پيدا نمىشود. بر عكس كينه، عداوت، دشمنى، بدبينى و بد اخلاقى جاى محبت را در بين مردم مىگيرد و روابط اجتماعى از بين مىرود.
در خيلى از جاها تجربه شده است كه براى يك دعوت يا مهمانى، چندينماه برادر از برادر ناراحت و جدا مىشود، به خانه همديگر نمىروند. باهم قهر شد و رفت و آمد را قطع مىكنند. اگر سؤال شود براى چه يكديگر را تحريم كردهايد؟ مىگويند براى اينكه فلان روز برادرم چند نفر را دعوت كرده بود، مرا دعوت نكرده بود. من يك روز از برادرم پول خواستم، به من قرض نداد. تمام ناراحتىها و كشمكشهاى بىفايده براى منّيت است. اگر بهجاى منّيت به خدا فكر شود، نه كسى به فكر دعوت مىافتد و نه به فكر قرض خواستن و نه به فكر بعض كارهاى جزئى ديگر. انسان به خدا فكر مىكند، به فضايل اخلاقى و فضايل انسانى فكر مىكند. حالا كسى اگر شما را دعوت كرده يا نكرده، پول به شما قرض داده يا نداده خيلى مهم نيست. مهم اين است كه به همديگر به عنوان برادر دينى نگاه كنيد. مهم اينست كه برادر شما و فلان رفيق شما متدين است يا خير، خدا