انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٢ - روانشناسى مسلمانان و مشركين
گاهى با خداى خود ناراحتى مىكند، خدايا چرا اين كار را انجام نمىدهى؟ چرا به تأخير انداختى؟ چرا تو مرا دوست ندارى؟! نسبت به خداى خود بدبين مىشود، شيطان هم از فرصت استفاده نموده و او را وسوسه مىكند، مىگويد: خدا دعاى تو را قبول نمىكند، او هم از دعا كردن مأيوس مىشود. در يك حديث آمده است كه: «الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَة» دعا مغز عبادت است. دعا نمودن، تضرع و زارى كردن با خدا، چه در امور دنيوى و چه در امور اخروى، سبب شفافيت روح انسان مىشود، بايد انسان هميشه دعا كند و هيچ وقت هم از دعاى خود نا اميد نشود؛ زيرا كسى نمىداند، دعايىرا كه انجام مىدهد، به نفع اوست يا به ضررش؟! گاهى اوقات كه دعا قبول نمىشود، مصلحت ايجاب نمىكند كه آن دعا برآورده شود، ممكن آن دعا براى انسان ضرر داشته باشد، يا ضرر بالفعل يا ضرر در دراز مدت، خداوند نفع و ضرر انسان را مىداند و به همه چيز علم دارد.
روانشناسى مسلمانان و مشركين
«إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً»
در اين آيه مباركه حالت روانى هردو طرف را بيان مىكند. يكطرف پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم با مسلمانهاست و طرف ديگر كفار ومشركين مكه است. مشركين مكه به تعصب و غرور مبتلا شده بودند، مىگفتند: ما با مسلمانان چه قدر جنگيديم تا آنان را از مكه بيرون كرديم، اكنون چگونه اجازه دهيم كه دوباره با سربلندى به مكه برگردند، اينكار را براى خود سرافگندگى مىدانستند كه به مسلمانان اجازه داخل