انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٠ - اصول كلى آيات مباركه
برمىگردد و پايان آنها به اراده خداست؛ چونكه تمام مخلوقات حدوثاً و بقاءاً به خداوند جل جلاله محتاجاند، هر وقت او اراده فيض خود را از چيزى بگيرد، فوراً محو و نابود مىشود.
اصل پنجم: «وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى»
خداست كه انسان را هم به خنده در مىآورد و هم به گريه، يعنى اسباب تمام خوشحالىها و ناراحتىها از جانب پروردگار است. همه طبق تقدير و اراده او صورت مىگيرد. هرچند در افعال اختيارى اراده و اختيار بدست خود انسان است، شما مىدانيد كه بعضى از چيزهايى است كه انسان را به خنده وا مىدارد و برعكس چيزهاى ديگر نيز موجود است كه انسان را به گريه وا مىدارد. هردو تا مخلوق خداست، چيزهاى خنده دار هم مخلوق خداست، چيزهاى گريه دار هم مخلوق اوست، منتهى تصميم و اراده انسان، در هردو جهت نقش دارد. مثلًا يكوقت چيزى است كه براى انسان خنده به وجود مىآورد؛ ولى انسان تصميم مىگيرد كه نخندد، بعضى اوقات هرچند زمينه خنده براى انسان فراهم باشد، انسان با توجه به ملاحظاتىكه دارد از خنديدن خود دارى مىكند، يعنى انسان تصميم مىگيرد كه نخندد، چونكه اراده كرده است، نمىخندد. پس معلوم است كه خنده و گريه هردو مخلوق خدا است؛ ولى با اراده و تصميم خود انسان انجام مىشود، نقش اساسى را اراده انسان ايفا مىكند و گاهى هم حوادث غير اختيارى خنده دار و گريه آور غير اختيارى است.
اصل ششم: «وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا»
حيات و ممات هردو بهدست خدا است. اوست كه مىميراند و اوست كه زنده مىدارد. موت يعنى بريدن حلقهى وصل ميان روح و بدن، وقتى انسان بميرد، هر