انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥٤ - وسعت فقه اسلامى
زنها را روى آنها قرار داده بودند. لات، عزى اسم مؤنث است و دليلش نيز همين است كه مشركين آنهارا فرشته مىپنداشتند و فرشتهها را دختران خدا مىگفتند. هرچند حقيقت ملائكه را كسى نمىداند؛ ولى معلوم است كه حقيقت آنها غير از حقيقت انسانها است. در ميان ملائكه جنس نر و ماده وجود ندارد، براى اينكه ملائكه مثل ديگر موجودات توليد مثل ندارند، به همين دليل نياز به دو جنس مخالف هم ندارند. جنس مخالف در جاى ضرورى است كه زاد و ولد در آنجا صورت بگيرد. ملائكه زاد و ولد ندارند. همانگونه كه مخلوقات خدا زياداند، نسبت به همديگر متفاوت نيز هستند، مخلوقات رنگارنگ وجود دارند.
گمانهاى بىاساس
«وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً»
مشركين در مورد ملائكه هيچ علم ندارند، بلكه با خيالات باطل، فرشتهها را دختران خدا مىخوانند. مشركين تنها از گمانهاى پيروى مىكردند كه هيچ پايه و اساسى نداشتند، درحالىكه گمان بههيچوجه انسان را از حق بىنياز نمىكند.
وسعت فقه اسلامى
«وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً» اين يك قانون كلى است كه در اصول فقه از آن صحبت مىشود. اصول فقه علمى است كه قوانين كلى را از قرآن، از احاديث، از عقل و اجماع بهدست آورده و آنها را براى استنباط احكام در فقه آماده مىكند، اجتهاد بدون اصول فقه، ممكن نيست. قواعدى وجود دارندكه از عقل، از عرف، از