انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٤ - دين و حقوق بشر غربى
نيست، امر خدا را قبول نمىكنند كه مخالف حقوق بشر است، اگر قوانين دينى با قوانين ساختگى بشر يكسان باشد، دين بى مفهوم مىشود، عقل بشر ناقص، بشر مخلوق است، عقل او نيز مخلوق است، آيا فهم مخلوق با خالق يكسان است؟ هرگز! چنين فكرى از كم عقلى انسان است، خدا از ابتداى خلقت تا انتهاى آن علم دارد، او مىداند، كدام قانون به صلاح مردم است.
اعلاميه جهانى حقوق بشرىكه اكنون وجود دارد، نياز به اصلاح دارد، اين اعلاميه از نظر عقلى باطل است، علاوه بر نواقص و اشتباهات زيادى كه در آن وجود دارد، استعمار را تلويحاً برسميت شناخته است. اعلاميه حقوق بشر غربى چه ارزش دارد كه ما بخاطر آن، احكام اسلام را قبول نكنيم؟! من نمىدانم! آنانىكه در مورد قانون احوال شخصيه شيعه كار شكنى مىكردند تا رضايت غربىها را بدست آورند، در روز قيامت چه كار مىكنند؟! آنان نسبت به خدا ايراد مىگرفتند، تا آخرين لحظه، پا فشارى كردند كه بايد اين قانون اصلاح شود! معناى حرف آنان اين مىشود كه در مقابل خدا تسليم نمىشويم، اين قانونى را كه خدا براى ما فرستاده خلاف حقوق بشر غربى است و ما آن را قبول نمىكنيم، پناه بر خدا اينان در قيامت چه كار خواهند كرد؟!