انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٨ - كنار گذاشتن منيت ها
بود و نه موضوع پول. با دست خالى آمده بود تا آن مؤمن را زيارت كند. چه خوب است كه انسان تلاش كند تا محبتش براى خدا باشد. كمك كردن به بندگان خدا بسيار ثواب دارد، ارزش بسيار بالايى دارد؛ ولى اگر محبت و دوستى انسان در راه خدا باشد، انسان به مرحلهاى مىرسد كه فرشتهها نرسيده باشند. آن بندهاى خدا آمده تا برادر مؤمن خود را زيارت كند، ازينكه او متدين است به او اظهار محبت نمايد. بدون كدام توقع؛ اماّ يكمرتبه مىبيندكه فرشته از جانب خدا مأمور گرديده تا به او بشارت بهشت را دهد. مىگويد: خداوند جل جلاله بهشت را بر تو واجب نمود.
«وَجَبَتْ مَحَبَّتِى لِلْمُتَحابِّينَ فِى» اگر" وجبت" را بهمعناى" ثَبتت" بگيريم، اين مىشود كه محبت من ثابت است براى كسانىكه براى رضاى من به همديگر محبت مىكنند، كسىكه محبت خدا بر او ثابت باشد، حتماً محبوب خداست و مجبوب خدا هيچگاهى به دوزخ نمىرود و بهشت براى او جاويدان خواهد بود.
كنار گذاشتن منيتها
چه قدر خوب است كه انسان تمام كارهايى را كه انجام مىدهد، براى رضاى خدا باشد. مصرف مال انسان براى خدا باشد، محبت انسان براى خدا باشد، فكر انسان براى خدا باشد، حركات انسان براى خدا باشد، سكنات انسان براى خدا باشد، خشم و غضب انسان براى خدا باشد.
چنين چيزى براى انسان ممكن است؛ اماّ قدرى دقت مىخواهد، قدرى مواظبت مىخواهد تا انسان ربانى شود. زندگى اجتماعى هم خوبىهايى دارد و هم بدىها. اگر انسان در اجتماع ترازو و مثقال را بگذارد. مثلًا اگر كسى