انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٩ - اقسام علوم
خدا ديده شود، معلوم مىگردد كه او داراى جزء مىباشد. يعنى اگر بعض اجزاى خدا ديده شده است و بعضى ديگر هم ديده نشده، به اين معنى است كه خدا اجزاى مختلف دارد و چيزىكه داراى اجزا باشد مخلوق گفته مىشود؛ زيرا خالق داراى جزء نمىباشد. هرچيزىكه داراى اجزا باشد مركب است و به چشم ديده مىشود. چيزىكه به چشم ديده شود محاط گفته مىشود. «وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ»[١] مخلوق هيچگاه محيط به خالق نمىشود. انسان هرچه بالا برود، در واقع نمىتواند به علم خدا محيط كردد. در اينجا مىخواهم به اين موضوع نيز اشاره كنم كه علم نيز بر سه قسم مىباشد كه اكنون به ترتيب در مورد آنها صحبت مىكنم.
اقسام علوم
١- علم حسى علمى است كه يك موضوع را با چشم خود مىبينيم و با گوش خود مىشنويم. مثلًا صداها را با گوش خود مىشنويم. رنگها را با چشم خود مىبينيم. آتش را به چشم خود مىبينيم. اين شنيدنها و ديدنها حسى است، وجود آنها را انسان حس مىكند.
٢- علم حصولى، مسائل عقلى است، انسان استدلال مىكند. با استدلالهاى عقلى موضوع را ثابت مىكند. به اصطلاح، به قياس شكل اول منطق، استدلال مىكند. مثلًا وقتى از آتش ياد مىشود، صورت آن در ذهن انسان مجسم مىشود. آتش در باطن انسان وجود ندارد، اگر مىداشت انسان
[١] - بقره/ آيه ٢٥٥