انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٢ - مرورى بر جهاد افغانستان
آنان را فراهم كند، مردم خودشان هم سلاح پيدا مىكردند و هم وسيله راه و خرج خوراك خود را پيدا مىكردند، شرايط جهاد در صدر اسلام بسيار مشكل بوده؛ زيرا تمام چيزها توسط خود مجاهدين بايد فراهم مىگرديد، رهبرى مسلمانان چيزى نداشت كه به مردم بدهد و همه چيز را بايد خود مسلمانان متحمل مىشدند. در اسلام تعارف وجود ندارد، براى دفاع از دين هم جهاد جانى واجب است و هم جهاد مالى، هردو واجب است.
مرورى بر جهاد افغانستان
در دوران جهاد اسلامى افغانستان يادم هست، يكروز در قم، عدهاى زيادى از مردم متدين غزنى نزد من آمدند و گفتند: ما مىخواهيم جبهه برويم، ما را بفرستيد تا جهاد كنيم! من گفتم: فعلا ما پول نداريم تا شما را به جبهه اعزام كنيم. آنان گفتند: پول مهم نيست! ما تمام مصارف خود را پرداخت مىكنيم، فقط ما را بفرستيد، يعنى شرايط رفتن به جبهه را براى ما فراهم بسازيد، به مسئولين دفتر مركزى حركت اسلامى افغانستان در قم گفتم كارهاىشان را درست كنند تا آنان بتواند به جبهه بروند، بعد از چند روزكارهاىشان را درست كردند و آنان با كمال ميل بسوى جبهه حركت كردند. اين اوج كمال انسان است كه با پول خود بسوى مرگ بشتابد. عمل آنان براى خدا بود، شب و روز با چه زحمت كار مىكردند و قدرى پول را با خون دل جمع مىكردند و بعد با همان پول در جنگ دشمنان اسلام مىرفتند. اين فداكارىها چهقدر در نزد خدا ارزش داردكه انسان هم پول خود را در راه خدا بدهد و هم جان خود را فداى دين نمايد؟!.