انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٨ - فلسفه صلح حديبيه
مىخواست نام خدا را بنويسد، نماينده مشركين بركلمه «بسم الله الرحمن الرحيم» ايراد گرفت، گفت: اين جمله براى ما ناشناخته است؟ بنويس: «بسمك اللهم» همان عبارتىكه بين مشركين رايج بود، پيغمبربزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله و سلم قبول كرد، به على گفت: آنچه مىگويد، بنويس! بعدكه به نام مبارك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيد، حضرت على عليه السلام نوشت، اين پيمان در ميان «محمد رسول الله» صلى الله عليه و آله و سلم و" سهيل بن عمر" نماينده مشركين، به امضاء رسيد. سهيل، اين جمله را قبول نكرد! گفت بنويس «محمد بن عبدالله» صلى الله عليه و آله و سلم. على عليه السلام از نوشتن آن امتناع كرد، پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: ياعلى بنويس! على عليه السلام گفت: يا رسول الله! دست من يارى نمىكند كه كلمه «رسول الله» را حذف كنم، فرمود: بيار من آن را حذف مىكنم، پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم با دست مبارك آن جمله را پاك نمود و به على عليه السلام فرمود، آنچه او مىگويد بنويس! در اين معاهده به پيشنهاد مشركين نوشته شده بود كه امسال نمىتوانيد به مكه برويد، بايد سال آينده بياييد! پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز آن را قبول كرد، با توجه به اينكه احتمال پيروزى مسلمانان برمشركين زياد بود، پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدون اينكه مخالفت كند، تمام شرايط آنان را پذيرفت.
فلسفه صلح حديبيه
البته مصلحت در جنگ نبود، همانگونه كه در آيه بيست چهارم سوره مباركه فتح خوانديم، خداوند متعال جل جلاله مىفرمايد: من دست مشركين را از شما و دست شما را از مشركين كوتاه كردم. صلح حديبيه به هر نحوى كه بود آرامش و بركات زيادى را براى مسلمانان به همراه داشت. اكنون خداوند متعال جل جلاله علت آن را بيان مىكند. كه چرا از جنگ با مشركين شما را باز داشتم؟ مىفرمايد: «وَ لَوْ لا رِجالٌ