انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٩ - علت شكست مسلمانان
علت شكست مسلمانان
سؤال اينجا است، چه كار شد كه اكنون ما مسلمانان نه دين درست داريم و نه دنياى درست! نه عزت روحانى داريم و نه كمال نفسانى، نه استقلال سياسى دارايم و نه أمنيت عمومى، چرا ما به اين وضعيت گرفتار شديم؟ جواب اين است كه در شرايط كنونى مسلمانان بر خلاف گفته قرآن، باكفار مهربانى دارند و بر عكس بين خودشان سختگيرى و خصومت دارند. مسلمانان اكنون در بين خود دچار اختلاف هستند، همديگر را به عناوين مختلف متهم مىكنند، هيچگونه شفقت و مهربانى با يكديگر ندارند.[١] به همين دليل است كه مسلمانان در برابر كفار ذليل و ناتوان هستند، كارى را كه بايد نسبت به همديگر انجام مىدادند، براى كفار انجام مىدهند، معلوم است كه هم دين از دستشان مىرود و هم دنيا، هم استقلال خود را از دست مىدهند و هم امنيت عمومى خود را، هم عزت نفس خود را از دست مىدهند و هم كرامت انسانى خود را، اگر مسلمانان به دستور قرآن عمل مىكردند، امروز اينچنين خوار و ذليل نمىشدند.
قرآن مىفرمايد: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ» با دشمنان خدا با جديت و قاطعيت برخورد كنيد؛ اما در بين خودتان و با برادران مسلمان تان با مهربانى و عطوفت برخود نماييد. مسلمانان صدر اسلام اين چنين بودند، اجازه نمىدادند كفار
[١] - شايد بدتر از همه، حكومتهاى آنان بر خلاف مقررات اسلامى، نادان، بىكفايت و خاين بوده و مسلمانان در انتخاب حكومتها و نظامهاى سياسى خود دستوراسلام را مراعات نكردند. و اين حكومتهاى نالايق نتوانستند متعلمين و محصلين را به علوم تجربى به كمال برسانند و از اين راه به تمدن برسند و خود كفا شوند و از ضغف و زبونى بيرون بروند. آراى حكومتها و ملتهاى مسلمان به اين واجب اسلامى خود عمل نكردند.