انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١ - بيعت رضوان
شايعه قتل عثمان
در همين اثنايىكه" عروة بن مسعود سقفى" با مشركين صحبت مىكرد، پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم به خليفه دوم عمر بن خطاب دستور داد تا به مكه برود و مشركين را از اهداف مسلمانان با خبر كند، فرمود: به آنان بگو كه مسلمانان براى جنگ نيامدهاند؛ بلكه آمدهاند تا حج عمره بجا آورند و در مسجد الحرام نماز بخوانند، بعد از انجام مناسك عمره، تمام مسلمانان دوباره به مدينه برمىگردند. خليفه دوم عرض كرد، يا رسول الله! مشركين قريش با من عداوت شديد دارند؛ اگر من بروم، آنان مرا خواهند كشت و من از جان خود ترس دارم، شما به عثمان بن عفان بگوييد كه به اين كار مبادرت ورزد؛ زيرا قريش با او هيچ خصومت و دشمنى ندارد. پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم به عثمان بن عفان دستور داد تا به مكه برود و پيام آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم را به مشركين برساند، عثمان در مكه آمد و هدف پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم را براى مشركين بيان كرد، او گفت: ما براى حج عمره آمديم، نه براى جنگ، چرا شما از آمدن ما به مكه جلوگيرى مىكنيد؟! ظاهراً مشركين عثمان را زندانى كردند، اين موضوع سبب شد تا شايعه كشته شدن عثمان، در ميان مسلمانانىكه در حديبيه بودند پخش شود، درآنجا خبر رسيد كه مشركين عثمان را كشتند.
بيعت رضوان
وقتىكه اين شايعه در بين مسلمانان پخش گرديد، پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم ناراحت شد و تصميم گرفت تا از مشركين انتقام بگيرد، كشتن فرستاده و سفير، در آنزمان هم كار زشت و ناپسند بود؛ زيرا سفير و فرستاده در هرجايىكه مىرفت، در امان كامل بود تا پيام خود را به طرف مقابل برساند، بعد از رسانيدن پيام، دوباره به سلامت به وطن