انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠١ - وسوسه شياطين
چنين است، وقتى انسان به يك زمامدار بيعت مىكند، دست خود را روى دست او مىگذارد، دست دادن در بيعت نيز به اعتبار همان بيع است. معناى لغوى بيعت، همان فروختن است؛ اما معناى اصطلاحى آن تسليم شدن مىباشد، يعنى به هركه بيعت مىكردند از فرمان او سرپيچى نمىكردند. آيه مباركه، به همين مناسبت مىفرمايد: كسانىكه با تو بيعت كردند و به تو تسليم شدند، مثل اين است كه به خدا تسليم شدهاند. «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» دست خدا بالاى دست آنان است. آنان در حقيت، دست خود را به دست خدا گذاشتهاند، خدا كه" نعوذ بالله" دست ندارد؛ ولى مىخواهد به اين بيعت أهميت بيشتر بدهد.
وسوسه شياطين
شيطان هميشه در كمين انسان است، هميشه او را وسوسه مىكند، به كارهاى بد تشويق مىكند، كار بد از ناحيه هركس باشد، چه از جانب شيطان باشد، چه از طرف ديگران، حتى از پدر و مادر و از معلمين مكاتب و ليسهها، از اساتيد دانشگاهها، فرق نمىكند، يكعده از معلمين همين اكنون در مكاتب اطفالهاى مردم را بىدين درست مىكنند، بعضى از اساتيد دانشگاه محصلين را بهگمراهى سوق مىدند. انسانىكه از بدىهاى هركس زود پيروى مىكند، مثل اين است كه از شيطان پيروى كرده است! شيطان بصورت مستقيم كسى را وسوسه نمىكند؛ ولى آن كارى را كه معلم يا استاد به او آموخته است، در واقع همان كارى است كه شيطان مىخواهد آن را انجام دهد. وسوسه به انواع مختلف صورت مىگيرد، گاهى معلمين مكاتب، گاهى اساتيد