انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٤ - توكل كردن بر خدا
خو بهخود به وجود نيامده است. آنها نيز مخلوق خداست و بر اساس حكمت آفريده شدهاند، لذا انسان بايد در برابر حكمت و اراده پروردگارش تسليم باشد.
البته پدر و مادر انسان نيز در عوامل طبيعى مدخليت دارند، حتى سلسله به سلسله تا جدّ دهم انسان، آنگونه كه گفته مىشود، در سرنوشت انسان تأثير گذار است. افعال و رفتارپدر و مادر، اخلاق پدر و مادر و همچنين افعال و رفتار و اخلاق اجداد انسان نيز بهشكل ژنهاى وراثتى در مىآيد و بر نسلهاى آينده تأثير گزار مىشود. اكنون موضوع ژنهاى وراثتى يك دنياى ديگرى را براى ما گشوده است. ژنهاى وراثتى از طريق آبا و اجداد، براى انسان به ترتيب منتقل مىشوند و در يك مقطع خاص زمينه رشد و فعاليت آنها نيز آماده مىشود و در سرنوشت نسلهاى بعدى تأثير مىكند. به هرصورت، تمام چيزهايىكه در قسمت انسان آمده است، چه فقر و مفلسى، چه دارايى و نادارى، چه ژنهاى وراثتى و چه ساير كمالات انسانى، همه از راههاى عوامل و اسباب طبيعى بهوجود آمده است و خداوندمتعال جل جلاله نيز مسبب الاسباب است. تمام اسباب طبيعى در سلسله طوليه خود، به علم و اراده پروردگار متعال جل جلاله مربوط است و در سرنوشت انسان مدخليت دارند.
توكل كردن بر خدا
خداوند متعال جل جلاله مىفرمايد: چيزى برتر از توكّل بر من نيست. اگر انسان بهخدا توكل نكند، بر چهكسى توكل كند؟ ما بنده هستيم و بنده بايد به پروردگار خود اعتماد كند. اگرانسان بر لطف و كرم ذوالجلال اعتماد نكند، بدبخت و بىچاره خواهد شد. انسان در زندگانى دنيا مانند يك پر كاه، در