انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٣ - شكر خداوند جل جلاله
را نيز شامل مىشود. مثلًا، يكنفر قوه حافظه قوى دارد، ديگرى قوه حافظهاش ضعيف است. يكى قوه ادراك بسيار قوى دارد، برعكس يكى ديگر قوه ادراكش معمولى است. يك نفر صورت زيبا دارد، يكى ديگر صورت بسيار زشت دارد. يكى استعداد عالى دارد، ديگرى استعدادش متوسط است. يكى فرزندان خوب دارد، ديگرى فرزندان بد دارد. در فقر، در دارايى و در تمام كمالات انسانها در جايگاههاى مختلف قرار دارند. بشر در هيچ شرايطى از كمالات مساوى برخوردار نيست، براى اينكه مصلحت بشر يا نظام عمومى تقاضا نمىكند تا در كمالات همه يكسان باشند.
تقسيماتىكه از جانب خداوند متعال جل جلاله صورت گرفته است، همه بر اساس عوامل و علل عقلى مىباشد، هيچ چيزى فوق عوامل تقسيم نشده است. عوامل و اسباب آنها نيز مخلوق خداست. به عنوان مثال وقتى ما مىگوييم، چرا خداوند جل جلاله خواسته كه قد اين آدم خيلى كوتاه باشد و قد فلان آدم خيلى بلند باشد؟ در حالىكه يكى از بلندى قدّش رنج مىبرد و ديگرى از كوتاهى آن رنج مىبرد. جواب واضح است. كوتاهى و بلندى قد انسان نيز از خود عوامل و اسباب دارد، هيچكدام آنها بدون عوامل و اسباب به وجود نيامده است. كوتاهى و بلندى قدّى انسان بهصورت طبيعى نيست كه بگوييم خدا آن را خواسته بوده؛ بلكه عوامل و اسباب آنها سبب شده است كه يكى قدّى كوتاه باشد و ديگرى قدّى بلند و دراز داشته باشد. تمام قضاياى عالم از خود علل و اسباب دارد. كسى فكر نكند كه هر چيز از چيزى ديگر بريده است، هيچ چيز از هم بريده نيست، همه باهم ارتباط دارند. عوامل و اسباب طبيعى سبب بهوجود آمدن آنها مىشود. عوامل طبيبعى نيز