رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٧٩ - ما امانتداريم يا مالك؟!
مال، وجود داشته باشد، چگونه مىتوانيم آن را مال خود بدانيم؟ اگر مالِ ماست،
پيش از آن، مال چه كسى بوده است؟ تأمّل در اين سخن مىتواند نشان دهد كه بشر، مالك نيست. پيش از بشر، مال، وجود داشته و پس از او هم وجود خواهد داشت. پس ملكيت مال، از آنِ كسى غير از بشر است.
نكته دوم اينكه چه چيزى مال بشر است؟ آنچه مىمانَد و ديگران ارث مىبَرند؟ يا آنچه از آن استفاده مىكند؟ آنچه از مال بماند و به ديگران برسد، مال ما نيست. انسان، چيزى از اين دنيا بيرون نمىبَرد. پس آنچه را كه استفاده كرده، مال او خواهد بود، نه آنچه را كه مصرف نمىكند.[١] بنا بر اين، آنچه مصرف نشده، اگر از دست برود، مال او نبوده است. آنچه مال اوست، گرفتنى نيست و آنچه گرفته مىشود، مال او نيست.
و نكتة سوم، اينكه اگر آنچه مصرف نشده، مال ما نيست، نبايد دلبسته آن شد و غم آن را خورد.
با توجّه به آنچه گفته شد، بهترين كار، اين است كه انسان، مال را امانتى بداند كه بايد به صاحبش برگرداند، و با اين اعتقاد كه از دست رفتن مال را «بازپسگيرى» بداند و گيرنده را مالك اصلى آن، ديگر به خاطر از دست رفتن مال، ناراحت و غمگين نمىشود.
كسى لباس گرانقيمت امام جواد (ع) را براى ايشان مىبُرد. در ميان راه، لباس را دزديدند. فرد، نامهاى به امام (ع) نوشت و جريان را بازگو كرد. امام جواد (ع) در پاسخ وى، به خط مبارك خودشان نوشتند:
[١]. پيامبر خدا( ص):
يَقُولُ العَبدُ: مَالِي مَالِي! وَ إنَّمَا لَهُ مِن مَالِهِ ثَلاثٌ: مَا أَكَلَ فَأَفنيَ، أَو لَبِسَ فَأَبلَي، أَو أَعطَي فَاقتَنَي، مَا سِوَي ذَلِكَ فَهُوَ ذَاهِبٌ وَ تَارِكُهُ لِلنَّاسِ ؛ بنده مىگويد:« مال من، مال من است!» و حال آن كه تنها سه چيز از مالش براى اوست: آنچه خورده و از بين برده و يا پوشيده و پاره كرده و يا بخشيده و پايدار ساخته است. هر چيزى جز اين را براى مردم باقى مىگذارد و خودْ مىرود( مسند ابن حنبل، ج ٢، ص ٣٦٨؛ صحيح مسلم، ج ٨، ص ٢١١؛ الترغيب والترهيب، ج ٤، ص ١٧٢، ح ٣٦).