رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٤ - ٥ پاسداشت مفهوم خانواده
گرايش انسان به ازدواج و تشكيل خانواده است. از اين رو، جوامع انسانى در طول
تاريخ براى پاسخگويى به نيازهاى جنسى و عاطفى، به ازدواج و تشكيل خانواده روى آوردهاند.
حال اگر نيازهاى ياد شده از راهى آسانتر، كمهزينهتر، گوناگونتر و با كمترين مسئوليت فردى و اجتماعى، تأمين و تدارك شود، روشن است كه ازدواج و تشكيل خانواده، دستكم در ابتداى كار، مطلوبيت خود را از دست مىدهد. روابط آزاد جنسى زن و مرد در غرب، پديده جديدى است كه به سبب تنوّع، تعدّد و كمترين مسئوليت قانونى طرفين، با استقبال عمومى روبهرو شده و توانسته است رقيب ديرين خود، يعنى خانه و خانواده را از صحنه خارج كند. يكى از جامعهشناسان معاصر، ضمن تأييد اين نظريه مىگويد:
خانوادهاى كه [در غرب] يكى يكى، اين ابعادى را كه در گذشته داشت و امروز دارد از دست مىدهد، هسته اصلى آن را فقط ارضاى نياز جنسى تشكيل مىدهد. اگر اين نياز، با توجّه به بىبند و بارى و انحطاط فرهنگى حاكم بر غرب، به راحتى در دسترس باشد و فرد هر وقت و هرگونه كه خود خواست، اين نياز را ارضا كند، ديگر چه ضرورتى دارد ازدواج كند؟ يعنى واقعاً فلسفه تشكيل خانواده به دليل وجود مؤسّسات بيرونى- كه نيازها را به راحتى و حتّى غيرمشروع برطرف مىكنند-، از بين مىرود ....
امروز بسيارى از جوامع غربى داراى رشد پايين يا منفى جمعيت هستند. براى پيشگيرى از انقراض نسل، كمكهاى دولت را روى احياى خانواده متمركز كردند؛ يعنى به اين شكل كه اگر يك زن و مرد ازدواج كنند، يكى از آنها مىتواند اصلًا كار نكند و به آن يكى، حقوق بيشتر بدهند و اگر داراى فرزند شدند، نسبت به تعداد فرزندان، كمك مالى هم به طور تصاعدى افزايش پيدا مىكند. كمكهاى جالب توجّهى ارائه مىشود؛ مثلًا كل هزينه اجاره مسكن را مىدهند، ماهيانه به اين بچّهها مقررى مىدهند. در فرانسه، آلمان و بسيارى از كشورهايى كه دچار ركود جمعيت و خانواده شدهاند اين سياستها اعمال مىشود. براى اينها علاوه به كمكهايى كه به فرزندان مىكنند، هديههايى هم مىدهند تا اين افراد را مجبور به