رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٣١٨ - خدامعنايى، مبنايى متعالى براى ازدواج و همسردارى
رواياتى كه بر تقدّس و فضيلت ازدواج تأكيد دارند و اهل ايمان را به ازدواج ترغيب مىكنند، در همين راستا معنا مىيابند. وقتى پاى خدا در ميان باشد، ازدواج، تقدّس مىيابد. بنا بر اين، ازدواج، نه تنها بىمعنا نيست، بلكه معنايى متعالى و مقدّس دارد.
از سوى ديگر، از آغاز تا كنون، موارد مختلفى مطرح شد كه لازم بود هر كدام از همسران، در موقعيتهاى متفاوت زندگى رعايت كنند تا زندگى موفّق و لذّتبخشى را تجربه نمايند؛ امورى مانند: ايثار، صبر بر بداخلاقى، گذشت از اشتباهات، تشكّر از خوبىها، سازگارى و مدارا، تلاش براى كسب روزى، قناعت، رضامندى، ميانهروى در مصرف، بردبارى در موقعيتهاى ناخوشايند و تشكّر در موقعيتهاى خوشايند. مهمْ اين است كه چه چيزى موجب تسهيل اين امور مىگردد؟ طبيعى است كه انجام دادن اين امور در مرحله نخست، سخت به نظر مىرسد. محرّكى قوى نياز است تا بتواند فرد را برگذر از خود يارى دهد. بهترين و متعالىترين مبنا براى گذر از خود در زندگى، «خدا» است. خدا، معنايى متعالى و مقدّس است كه مىتواند موجب تسهيل همه اين امور و حتّى جان دادن گردد.
اگر همسران، خداوند را مبناى زندگى خود قرار دهند و هر تلاش و فعاليت خود را براى خدا انجام دهند، از انجام دادن هيچ كدام از اين امور، ناتوان نخواهند شد. هر مبنايى غير از اين، دنيوى، خواهد بود و مبناهاى دنيوى توان و ظرفيت تقويت براى چنين اقدامات ايثارگرانهاى را ندارند. كسى كه خدا را مبناى تعامل خود با همسرش قرار مىدهد، به همسر و خانواده خدمت مىكند؛ امّا به خاطر خدا. اگر چنين باشد، فرد، از هيچ گذشت و بردبارى و ايثارى در زندگى پشيمان نمىشود، حتى اگر همسر او ناسپاسى كند؛ چرا كه او اين كار را براى خدا انجام داده و پاداش آن را نيز از خداوند متعال مىخواهد. با اين كار، هم امور زندگى
سامان مىيابد و هم رضايتى متعالى و معنوى به انسان دست خواهد داد كه با رضايتهاى عادى، تفاوت جدّى دارد. بنا بر اين، خدامعنايى، متعالىترين مبنا و مستحكمترين بنيان براى تمام فعاليتهاى زناشويى است.