رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩٥ - ب مسئوليت مرد
است كه خداوند متعال، شهوت زنان را بيش از شهوت مردان قرار داده است.[١] البته در باره ميزان اين تفاوت، اختلافاتى در روايات وارد شده و جاى آن دارد كه پژوهشهاى تجربى در باره آن انجام شود.
امام صادق (ع) بيان مىدارد كه برترىِ جنسى زن بر مرد، ٩٩ برابر است.[٢] در حديث ديگرى از ايشان آمده كه زن، توان جنسىِ دوازده مرد و صبر جنسىِ دوازده مرد را دارد.[٣] همچنين بيان داشته است كه خداوند براى زن، صبر ده مرد را قرار داده است؛ ولى وقتى شهوت او برانگيخته شود، قدرت شهوت ده مرد را دارد.[٤] امام على (ع) مىفرمايد:
خَلَقَ اللهُ الشَّهْوَةَ عَشَرَةَ أَجْزَاءٍ، فَجَعَلَ تِسْعَةَ أَجْزَاءٍ فِي النِّسَاءِ وَ جُزْءاً وَاحِداً فِي الرِّجَالِ، وَ لَوْ لَا مَا جَعَلَ اللهُ فِيهِنَّ مِنَ الْحَيَاءِ عَلَى قَدْرِ أَجْزَاءِ الشَّهْوَةِ، لَكَانَ لِكُلِّ رَجُلٍ تِسْعُ نِسْوَةٍ مُتَعَلِّقَاتٍ بِهِ.[٥]
[١]. اين كه علّت اين برترى چيست و چرا خداوند به زنان، بيش از مردانْ قدرت شهوت داده، مسئلهاى است كه نياز به تحقيق و پژوهش بيشتر( ميدانى و كتابخانهاى) دارد.
[٢].
فُضِّلَتِ الْمَرْأَةُ عَلَى الرَّجُلِ بِتِسْعَةٍ وَ تِسْعِينَ مِنَ اللَّذَّةِ، وَ لَكِنَّ الله أَلْقَى عَلَيْهِنَّ الْحَيَاءَ ؛ زن با بهرهمندى از ٩٩ درصد لذّت جنسى، بر مرد برترى جنسى دارد؛ ولى خداوند، حيا را بر آنان افكنده است( الكافى، ج ٥، ص ٣٣٩؛ كتاب من لايحضره الفقيه، ج ٣، ص ٥٥٩، ح ٤٩٢٠؛ مكارم الأخلاق، ص ٢١٢).[٣].
إِنَّ النِّسَاءَ أُعْطِينَ بُضْعَ اثْنَيْ عَشَرَ وَ صَبْرَ اثْنَيْ عَشَرَ ؛ به زنان، شهوت دوازده نفر و صبر دوازده نفر داده شده است( الكافى، ج ٥، ص ٣٣٩).[٤].
إِنَّ اللهَ جَعَلَ لِلْمَرْأَةِ صَبْرَ عَشَرَةِ رِجَالٍ، فَإِذَا هَاجَتْ كَانَتْ لَهَا قُوَّةُ شَهْوَةِ عَشَرَةِ رِجَالٍ ( الكافى، ج ٥، ص ٣٣٨).[٥]. الكافى، ج ٥، ص ٣٣٨؛ الخصال، ص ٤٣٨، ح ٢٨؛ بحار الأنوار، ج ١٠٣، ح ٢٤٤.
در اين حديث شريف آمده كه اگر حياى برتر زن نمىبود، هر مرد، نُه زن مىداشت. ظاهر اين جمله، گمراه كننده است؛ زيرا اين سؤال به ذهن مىرسد كه اگر شهوت زنان، بيشتر است، چگونه ممكن است كه هر مردى، نُه زن بگيرد؟! در پاسخ اين سؤال نيز بايد گفت كه هر زن، بايد نُه مرد مىگرفت، نه هر مرد، نُه زن! توضيح اين كه اگر فرض كنيم تعداد زنان و مردان، مساوى است( تساوى جمعيتى) و شهوت زن و مرد هم مساوى( تساوى غريزه جنسى)، نتيجه، آن مىشود كه يك زن براى يك مرد، كافى است. يعنى هر مرد مىتواند يك زن را ارضا كند و بالعكس( كفايت جنسى)؛ و امّا اگر در فرض تساوىِ جمعيتى، شهوت زن، بيشتر باشد( نُه برابر)، ديگر براى هر زن، يك مرد، كافى نخواهد بود؛ زيرا يك مرد فقط مىتواند يك جزو از ميل جنسىِ زن را ارضا كند و زن براى ارضاى هشت جزو ديگرِ تمايل جنسىاش بايد به سراغ هشت مرد ديگر برود. حال اگر به اين نكته توجّه كنيم كه همة زنان، چنين تمايل شديدى دارند، به اين معناست كه همه آنان غير از شوهر خود، به سراغ هشت مرد ديگر مىروند تا ارضا شوند. نتيجه، اين مىشود كه هر مرد بايد غير از همسر اوّل خود، هشت زن ديگر را هم ارضا كند. پس اگر شهوت زن به وسيلة حيا كنترل نمىشد، اين زن بود كه نياز مىداشت نُه شوهر داشته باشد، نه اين كه مرد، به نُه زن نياز داشته باشد.