ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٨٨ - حويزى سيد خلف بن سيد عبد المطلب بن سيد حيدر بن سيد محسن
٧- خير الكلام فى المنطق و الكلام ٨- دليل النجاح در ادعيه ٩- ديوان عربى ١٠- ديوان فارسى ١١- رسالهاى در نحو ١٢- سبيل الرشاد در نحو و صرف ١٣- سفينة النجاة فى فضائل الائمة الهداة ١٤- سيف الشيعة در حديث و يا در مطاعن اعداى ائمة ع و شايد دو كتاب بدين اسم باشد ١٥- شرح دعاى عرفه سيد الشهداء كه نامش مظهر الغرائب است ١٦- فخر الشيعة در فضائل حضرت امير المؤمنين ع ١٧- مظهر الغرائب كه همان شرح دعاى عرفه است ١٨- منظومهاى در نحو ١٩- المودة فى القربى فى فضائل الزهرآء و ائمة الهدى ٢٠- النهج القويم در كلمات حضرت امير المؤمنين ع و غير اينها. وفات سيد خلف بنوشته ذريعة بسال ١٠٧٤ ه قمرى بوده است.
در توضيح لفظ مشعشع و نسبت مشعشعى مينگارد: در روضات الجنّات، پس از آنكه نسب سيد خلف را تا سيد محمد بن فلاح نوشته (چنانچه ما هم نگارش داديم) گويد سيد محمد لقب مهدى داشته و سيد خلف موسوى حويزى مشعشعى است و گويند كه مشعشع از القاب على پسر سيد محمد بن فلاح است كه حاكم جزائر و بصره بوده، كربلا و نجف را غارت نمود و اهالى آنها را كشته و جمعى از ايشان را اسير كرد و در ماه صفر ٥٠٨ ه ق ببلاد خود برد. مشهور است كه گروهى از مشعشعيان شمشير را ميخورند، يكى از ايشان در عهد ميرزا عبد اللّه افندى سالف الترجمة نزد سلطان آمد و با حضور جمعى از درباريان اين كار را بعمل آورد انتهى. در مجالس المؤمنين گويد مشعشع والى خوزستان سيد محمد بن سيد فلاح در سلك شاگردان احمد بن فهد بود، ابن فهد (شرح حالش در باب كنى بعنوان ابن فهد خواهد آمد) كتابى در علوم غريبه داشته و در حين احتضار آن را بيكى از خدمه خود داد كه در فراتش اندازد، سيد محمد، بهر وسيله كه بوده آن كتاب را از وى گرفت و از رهگذر علوم غريبه، اعراب حدود خوزستان را مريد خود كرد، ايشان را ذكرى مشتمل بر اسم على ياد داد كه مقارن خواندن آن بدن ايشان متحجّر ميشد و مبادرت بامور خطيره چون شمشير تيز بر شكم نهادن و آن را خم كردن و ديگر امور عجيبه ميكردند. سيد محمد خود را ملقّب بمهدى نموده و دعوى مهدويّت آغاز كرد و بسال ٨٢٠ يا ٨٢٨ ه ق ظهور نمود، ببلاد بسيارى رفت و گروهى بدو گرويدند تا در سال ٨٧٠ ه ق (ضع) درگذشت. اين سلسله با آن همه اشتهارى كه با وصف مشعشعى