ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٧ - حاجى شيخ الرئيس ابو الحسن ميرزا
از ولايت آنكارا درگذشت و لفظ بكتاشيه مادّه تاريخ وفات او ميباشد و سلسله بكتاشيه از سلسلههاى صوفيّه نيز بدو منسوبند. (ص ٧٥ ج ٣ فع و ١٣٣٢ ج ٢ س)
حاجى پاشا خضر بن على بن خطاب
- معروف بحاجى پاشا، از پزشگان اواخر قرن هشتم هجرت ميباشد كه كتاب شفاء الاسقام و دواء الآلام از تأليفات او بوده و بعد از سال هشتصد تمام هجرت وفات يافته است. (ص ٣٥١ ج ١ مر)
حاجى خليفه [عبد اللّه]
عبد اللّه، از اكابر عرفا ميباشد، در بروسه خليفه و جانشين و پوستنشين شيخ تاج الدين، پيروقت بود، زمانى اسير فرنگيها شد و عاقبت مستخلص گرديد و بسال ٨٩٤ ه ق (ضصد) درگذشت. (ص ٧٦ ج ٣ فع)
حاجى خليفه مصطفى بن عبد اللّه
- بعنوان كاتب چلبى خواهد آمد.
حاجى سبزوارى حاجى ملا هادى
- بعنوان سبزوارى خواهد آمد.
حاجى شيخ الرئيس [ابو الحسن ميرزا]
ابو الحسن ميرزا، پسر حسام السلطنة پسر فتحعلى شاه قاجار، از اكابر علماى اوائل قرن حاضر چهاردهم هجرت ميباشد كه در تبريز متولد شد و بطلب علوم عربيّه و ادبيّه و كلام و حكمت و فقه و اصول و طبّ و حساب و هندسه پرداخت، چندين بار بزيارت كعبه مشرّف شد، بعشقآباد و سمرقند و بخارا سفرها كرد، اخيرا بشيراز برگشته و زمانى در آنجا اقامت گزيد، بتدريس و موعظه و امامت جماعت آغاز كرده و مرجع استفاده اهالى آن نواحى و قدوه علماى روحانييّن و اسوه حكماى متألّهين شد. تأليفات او بدين شرح است: كتاب الابرار، كتاب اتحاد اسلام و كتاب منتخب نفيس، كه اوّلى در ردّ احمد قاديانى مدّعى مهدويّت، دويمى براى سلطان روم تأليف يافته و سومى هم مشتمل بر اشعار عربى و پارسى و منشآت خودش ميباشد. در شعر هم دستى توانا داشت، بحيرت تخلّص مىكرده و از او است:
خون دل ما ريز كه شمشير تو تيز است |
ابروى تو تا چند بكجدار و مريز است |
|
گر با دل غمديده سر صلح ندارى |
پس غمزهات از چيست كه كجدار و مريز است |
|