ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٩٢ - حويزى سيد على خان بن سيد خلف
منتهى ميشود. وى جوهرى است عجيب، فاضلى است اديب، عالمى جامع و بارع، شاعرى ماهر، از افاضل علماى اماميّه كه در لغات عربيّه و علوم ادبيّه صاحب يد بيضا و دستى توانا، جامع جميع كمالات عاليه علميّه، با ميرزا عبد اللّه افندى و سيد على خان حويزى و مجلسى ثانى و شيخ حرّ عاملى و نظائر ايشان معاصر بود، از شيخ على سبط روايت كرده و با اجازه مدبجه از مجلسى، با دو واسطه از صاحب معالم و صاحب مدارك نقل و با دو واسطه ديگر از شيخ بهائى روايت كرده است. هريك از تأليفات طريفه او برهانى قاطع و شاهدى بلا معارض، بر علوّ مراتب علمى، حدّت ذهن، دقّت و فطانت وى ميباشد:
١- احوال الصحابة و التابعين و العلماء ٢- اغلاط الفيروزآبادى فى القاموس يا اغلاط القاموس ٣- انوار الربيع فى انواع البديع كه شرح منظومه بديعيّه مذكور در زير ميباشد كه در هند و تهران چاپ و مرجع استفاده فحول و اكابر ميباشد. پوشيده نماند:
سيد على خان در سال ١٠٧٧ ه ق قصيدهاى مشتمل بر يكصد و چهل و هفت بيت در مدح حضرت رسالت ص در دوازده شب انشا كرده است و آن قصيده داراى يكصد و پنجاه و سه نوع از صنايع علم بديع ميباشد و در هريك از ابيات كه مشتمل بر صنعتى است بنام همان نوع صنعت تصريح و خود آن دانشمند يگانه همين قصيده را شرح، و آن شرح را انوار الربيع فى علم البديع نام كرده و در سال ١٠٩٣ ه تأليف شده است. در ديباچهاش گويد، صفى الدين حلّى در نظم انواع بديع كه هر نوعى را در يك بيت نظم كرده مبتكر نبوده بلكه بامين الدين على بن عثمان بن على بن سليمان اربلى شاعر صوفى (متوفى بسال ٦٧٠ ه ق كه شرح حال او را بهمين عنوان نگارش دادهايم) اقتفا جسته است و هيچيك از اين دو عالم متبحّر، توريه كردن بنام خود نوع بديعى را محض بجهت صعوبت آن ملتزم نشده و نخستين كسى كه اين رويه را معمول داشته عزّ الدين موصلى است سپس تقى الدين ابن حجت نيز در همين شيوه تابع وى گرديده و خود صاحب ترجمه (سيد على خان مدنى) سومى ايشان است ٤- بديعيه كه منظومهايست در علم بديع و در فقره سومى مذكور داشتيم ٥- تخميس البردة ٦- التذكرة فى الفوائد النادرة ٧- الحدائق الندية فى شرح الفوائد الصمدية