ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٤٣ - سجستانى سهل بن محمد
ابى طيفور ميباشد كه لقب مجد الدين ابن طيفور ميباشد كه لقب مجد الدين داشته است. مخفى نماند كه كتاب انسان عين المعانى مذكور فوق ملخّص و مختصر كتاب عين المعانى مذكور است.
(كف و ص ٤١٦٧ ج ٦ س و اطلاعات متفرقه)
سجاوندى محمد بن عبد الرشيد
- يا محمد بن محمد بن عبد الرشيد، حنفى، مكنّى بابو طاهر، ملقّب بسراج الدين، از مشاهير علما و فقهاى قرن پنجم هجرت ميباشد و از تأليفات او است:
كتاب فرائض سجاونديه (سراجيه خ ل) كه چندين مرتبه در لندن و كلكتّه و مصر و قاهره چاپ و محل توجه و استفاده فضلا بوده و شرحهاى بسيارى بر آن نوشتهاند كه مشهورترين آنها شرح سيد شريف جرجانى است و سال وفات سجاوندى بدست نيامد.
(ص ١٤٨ هب و ٢٥٣٧ ج ٤ س و غيره)
سجزى شيخ ابو سعيد احمد بن محمد
- بعنوان سيستانى خواهد آمد.
سجستانى[١]
سجستانى سليمان بن اشعب
- بعنوان ابو داود سجستانى در باب كنى خواهد آمد.
سجستانى سهل بن محمد
- يا عثمان يا محمد بن عثمان بن يزيد جشمى، مكنّى بابو حاتم، از مشاهير نحويّين و ادبا و لغوييّن و قرّاء
[١]- سجستانى- بكسر اول و ثانى، منسوب است بسجستان (معرب سيستان) كه ناحيه بزرگى ميباشد در ده منزلى سمت جنوبى هرات، اراضى آن ريگزار و شورهزار بوده و رستم داستان معروف را بدانجا منسوب دارند. در روضات الجنات از ميزان الذهب نقل كرده است كه در زمان بنى اميه سب حضرت امير المؤمنين عليه السلام را بمكه و مدينه و تمامى بلاد شرق و غرب اعلان نمودند لكن اهل سيستان شديدا امتناع كرده و در ضمن معاهده نيز شرط نمودند كه اصلا بدان امر شنيع اقدامى ننمايند. بعضى، لفظ سجستان را نام اصلى آن ناحيه دانسته و معربش ندانند و بعضى گفتهاند كه سجستان ديهى است در بصره و دراينحال تعيين اينكه نسبت سجستانى بكدام يك از مواضع مذكوره است موكول بقرائن خارجيه ميباشد. در اصطلاح رجالى، عبارت از ايوب بن ابى تميمه، حبيب بن معلى، حريز بن عبد اللّه و بعضى ديگر بوده و شرححال ايشان موكول بدان علم شريف است. (صد و سطر ٣٣ ص ٣٢١ ت و اطلاعات متفرقه)