ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣١٠ - رشيد وطواط، محمد بن محمد بن عبد الجليل عبد الملك
رشيد فارقى، ابو القاسم بن اسمعيل بن مسعود بن سعيد
- ملقّب برشيد الدين، مشهور برشيد فارقى، فقيه فاضل نحوى لغوى كاتب مفسّر طبيب اصولى كه در نظم و نثر و فصاحت و بلاغت بر ديگران تفوّق داشت، مرجع استفاده جمعى وافر، از فضلاى عصر خود بود، رياست فنون ادبيّه بدو منتهى گرديد و در چهارم محرم سال ششصد و هشتاد و نه از هجرت در قريه ظاهريّه نقدينهاش را گرفته و خفهاش كردند.
ظاهريه
نام دو قريه است از مصر كه بظاهر نامى، از خلفاى مصر منسوب است.
(صد و سطر ١١ ص ٧٧ ت)
رشيد فاروقى
- همان رشيد وطواط مذكور در زير است.
رشيد وطواط، محمد بن محمد بن عبد الجليل عبد الملك
- بلخىّ المولد، عمرىّ النسب، رشيدى يا رشيد الدين اللّقب، وطواط الشّهرة، كه بجهت سرعت حركت و حقارت جثّهاش بهمين اسم وطواط كه نام عربى پرستوك است شهرت داشت، چنانچه بجهت انتساب بعمر فاروق ابن خطاب (كه بيازده واسطه نسب بدو رساند) بفاروقى نيز موصوف ميباشد، گاهى بخواجه نيز موصوفش داشته و خواجه رشيد الدين گويند بارى وى حكيمى است فاضل اديب شاعر ماهر فصيح بليغ و ذو فنون و تيززبان بلكه از عجائب دهر و نوادر زمانش مىشمارند، در فنّ انشاء عربى و پارسى مهارتى بسزا داشته و از مشاهير شعرا ميباشد. كاتب سلطان علاء الدين اتسز خوارزمشاه هندى و مدّاح و ملك الشعراى وى بود، در يك آن، شعرى بعربى و شعرى بپارسى ميگفت بلكه يك شعر را از عربى و پارسى تركيب ميداد، در معرفت اسرار نحو و ادب و دقائق كلام عرب داناترين اهل زمان خود بود، اشعار او حاوى محسنات لفظيّه و معنويّه بديعيّه ميباشد، با اديب صابر و حكيم انورى و حكيم سوزنى معاصر بوده و از اشعار او است:
ببزم و عزم و حزم و رزم، گوئى عاريت دارى |
كف از حاتم هش از رستم تن از بيژن دل از حيدر |
|
بخشم و حلم و عفو و طبع بردارد اگر گويد |
رگ از خاك و تك از باد و نم از آب و تف از آذر |
|
جهاندارا سپاه و خيل و فوج و لشگرى دارى |
دل از آهن تن از جوشن بر از خفتان سر از مغفر |
|