ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٩ - ذوقى (اردستانى)
ذو القروح جندح
- يا سليمان بن حجر امرؤ القيس مذكور شد.
ذو القلبين
ابو معمر جميل بن معمر بن عبد اللّه، يا حبيب قرشى صحابى فهرى، مردى بود عاقل كثير الحفظ كه تمامى مسموعات خود را در حفظ داشت تا آنكه قريش گفتند كه ابو معمّر دو قلب دارد و الّا اين حفظ فوق العاده با يك قلب صورت امكان ندارد، خودش نيز مىگفته است من دو قلب دارم كه با هريك از آنها فزونتر از عقل محمد ص را درمييابم تا آنكه غزوه بدر پيشآمد، مشركين كه ابو معمّر نيز يكى از ايشان بود منهزم شدند، ابو سفيان او را ديد كه يك لنگه نعلين در پايش بود و لنگه ديگر را در دست داشت پس چگونگى را از وى پرسيد گفت شكست خوردند، از وضع نعلين سؤال كرد كه چرا يك لنگهاش در پاى و ديگرى در دست است گفت من اصلا متوجه نبوده و هردو لنگه را در پاى ميدانم اينك دروغ وى در دو قلبى بودن بر ايشان مكشوف گرديد، گويند كه آيه شريفه: ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ درباره وى نازل شده است و بنوشته بعضى در عام الفتح اسلام آورده و در غزوه حنين نيز حاضر بوده است.
(كتب رجاليه و مرصع ابن الاثير)
ذو القلمين بنوشته مرصع، على بن سعيد
- منشى مأمون عباسى ميباشد كه بجهت نوشتن هردو خط عربى و عجمى بهمين لقب اشتهار داشت و در تنقيح المقال گويد كه لقب حسن بن سهل سرخسى برادر فضل بن سهل ذو الرياستين است پس، از كتاب عيون نقل كرده كه لقب دايىزاده فضل بوده و لكن اوّلى يعنى لقب حسن بودن مشهورتر است.
ذوقى [ (اردستانى)]
اردستانى، مشهور بعلى شاه، از شعراى ايران كه در اصل اردستانى بود، در اصفهان اقامت گزيده و گيوهدوزى مينمود، تحصيلى نكرده و لكن ذوق سرشارى داشته است، بسال ١٠٤٥ ه قمرى (غمه) در اصفهان درگذشت.
ديوان شعر مرتّبى دارد و ذوقى تخلّص ميكرده و از او است:
نه شكوفهاى نه برگى نه ثمر نه سايه دارم |
همه حيرتم كه دهقان بچه كار كشت ما را |
|