ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٠٩ - رشيد غسانى
اين خطبه در نهج البلاغه نيست ١٦- شرح دعاء السمات ١٧- شرح قصيده لاميه عبد الباقى عمرى در مدح حضرت موسى بن جعفر ع ١٨- علم الاخلاق و السلوك ١٩- اللوامع الحسينية ٢٠- المحجة الدامغة ٢١- مقامات العارفين و غير اينها كه در حدود صد و پنجاه كتاب و رسائل متفرّقه بدو منسوب ميباشد و اغلب آنها چاپ شده است. در احسن الوديعة گويد:
سيد رشتى داراى مؤلفات بسيارى است كه احدى چيزى از آنها نفهميده است گويا كه با زبان هندى حرف ميزند خصوصا شرح خطبه و شرح قصيده او كه مملو از لغز و معمّا بوده و خالى از عبارات فصيحه ميباشد بارى سيد رشتى بسال ١٢٥٩ ه قمرى (عزنط) وفات يافت و جمله غاب نور مادّه تاريخ او است. سيد على محمّد باب مقتول و حاج كريم خان كرمانى (متوفى در ١٢٨٨ ه ق) نيز از تلامذه وى ميباشند و يا آنكه حاج كريم خان، باظهار بعضى از اهل عصر از تلامذه خود شيخ احمد احسائى بوده و بسيد رشتى تلمّذ نكرده است.
(ص ٢٦ ت و ١٧٢ ج ٢ عه و مواضع متفرقه از ذريعة)
رشتى ميرزا محمد على بن محمد نصير
- بعنوان مدرّس خواهد آمد.
رشيد[١]
رشيد ابن زبير يا اسوانى
احمد بن على بعنوان ابن زبير در باب كنى مذكور خواهد بود.
رشيد ديلمى
- ميررشيد بعنوان ديلمى رشيد مذكور شد.
رشيد غسانى
- همان رشيد ابن زبير فوق است.
[١]- رشيد- عنوان مشهورى چند تن از اكابر علم و فضل و هنر ميباشد كه ذيلا بترجمه اجمالى هريك از ايشان باندازه مساعدت وسائل موجوده ميپردازيم، بعضى ديگر را نيز كه بانضمام قيدى ديگر معروف هستند با همان عنوان مقيدى آن مذكور خواهيم داشت (مثل رشيد الدين و مانند آن). چون بحسب عادت معمولى اهل عرف كه در محاورات خودشان مسامحه كرده و هريك از دو لفظ رشيد و رشيد الدين و همچنين رضى و رضى الدين و اشباه اينها را در موقع ديگرى استعمال نمايند اينك مراجعين اين وجيزه در جايى كه شرححال منظورى خودشانرا در يكى از اين دو عنوان رشيد و رشيد الدين پيدا نكردند بعنوان ديگرى مراجعه نمايند و در رضى و رضى الدين و اشباه آن نيز همين رويه منظور خواهد شد.