ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٦ - حسينى سادات
ميباشد كه موثّق و اثبت ايشان بود، در سفر و حضر و گرما و سرما نماز شب از وى فوت نميشد، هرشب بقرائت هفت سوره از قرآن مجيد مواظبت داشت، صدقات بسيارى ميداد و صبح يكشنبه بيست و سوم ربيع الثانى سال ٣٧٥ ه ق (شعه) درگذشت. كاف حسينك در زبان فارسى براى تصغير است، مثل كاف دخترك و امثال آن.
(ص ٧٤ ج ٨ تاريخ بغداد)
حسينى سادات
مير حسين بن مير عالم بن حسن معروف به حسينى سادات، از سادات جليل القدر و ملكزادگان منشرح الصدر و مشاهير شعراى ايرانى است كه اصلش غورى بود، در هرات بزرگ شد، امارت و حكومت را ترك كرد و روى برياضت آورد، بمقاماتى بس بلند رسيده و در علوم ظاهرى و باطنى دستى توانا داشت. بسال ٧١٧ (ذيز) يا ٧١٩ (ذيط) يا ٧٢٣ ه ق (ذكج) در هرات وفات يافت و در جوار قبر شريف عبد اللّه بن جعفر بن ابيطالب مدفون گرديد. تأليفاتى دارد بدين شرح:
١- ديوانى مرتب ٢- روح الارواح ٣- زاد المسافرين ٤- سىنامه ٥- صراط المستقيم ٦- طرب المجالس ٧- كنز الرموز ٨- نزهة الارواح و داراى تأليفات ديگرى نيز در اخلاق و ادبيّات و تصوف ميباشد. سؤالات هفده گانه گلشنراز نيز از او است كه شبسترى در كتاب گلشنراز خود جواب آنها را منظوما نگاشته و هريك از آن سؤال و جواب علو مقامات عرفانى سؤالكننده و جوابدهنده را برهانى قاطع ميباشد و از اشعار حسينى سادات است:
آنجا كه حريم بىنيازى است |
انديشه ما خيال بازى است |
|
در آينه ديدهاى هوا را |
گويى كه شناختم خدا را |
|
زنهار به حجّت قياسى |
غرّه نشوى به حقشناسى |
|
تحقيق تو چيست بىتو بودن |
زين بيش نمىتوان سرودن |
|
عمرى سروپا برهنه رفتى |
اما قدمى بره نرفتى |
|
چندين تكوپوى تو دو گام است |
بردار قدم كه ره تمام است |
|