ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٩ - راسبى عبد اللّه بن محمد
برادرت مردم را ترك كرده پس با كه معاشرت خواهد كرد اسمعيل اين سخن را به يحيى نقل كرد يحيى گفت چرا نگفتى با آن كسى كه مردم را براى وى ترك كرده است.
وفات يحيى روز دوشنبه شانزدهم جمادى الاولى سال دويست و پنجاه و هشت هجرى قمرى در نيشابور واقع شد. بنوشته بعضى يحيى صد هزار درهم قرضدار بود تا آنكه بعد از چندين مسافرت بهرات رفت، در آنجا دخترى از امراى آن شهر كه در مجلس وعظ او حاضر بوده بحسب امر حضرت رسالت ص كه در خواب صادر شده بود سيصد هزار درهم بدو بخشيد كه صد هزار را بقرض خود بدهد و دويست هزار باقى را نيز در ضروريّات خود صرف نمايد، يحيى چهار روز ديگر نيز برحسب اشاره آن دختر در هرات وعظ كرد روز پنجم عازم ديار خود نيشابور گرديد چون ببلخ رسيد پسرش خيال كرد كه اگر او بشهر خود برسد صد هزار از آن نقدينه را بطلبكار داده و بقيه را نيز بدراويش و صوفيّه و علما خواهد بخشيد و وى را محروم خواهد ساخت اينك چند نفر ديگر را با خود متّفق ساخت، على الصباح سنگى گران برداشته و در حال سجده بر سر پدر زد پس پدر گفت بايد صد هزار درهم بقرضخواهان بدهى اين بگفت و جان داد، صوفيّه جنازهاش را به نيشابور نقل دادند. وقوع اين قضيه در سال ٢٥٧ يا ٢٥٨ ه قمرى (رنز يا رنح) بود و بنابر دويمى كلمه (برهان- ٢٥٨) و بنابر اوّلى كلمه (مطلوب حقبين- ٢٥٧) مادّه تاريخ او است.
(ص ١٥٢ ج ٢ خه و ٥٩ ج ١ لر و ٢٠٨ ج ١٤ تاريخ بغداد)
راسبى[١]
راسبى عبد اللّه بن محمد
- مكنّى بابو محمد، از مشاهير فضلاى عرفاى اواسط قرن چهارم هجرت ميباشد كه مولد و مسكن و مدفن او بغداد بود، زمان مقتدر (متوفى بسال ٣٢٠ ه ق) و چند خليفه عباسى بعد از او را درك كرده و از كلمات او است كه در شرح معنى محبّت گفته است: المحبة اذا ظهرت افتضح فيها المحب
[١]- راسبى- منسوب بقبيله بنى راسب است كه در خاتمه باب كنى خواهد آمد.