ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١١١ - خاقانى ابراهيم يا بديل يا ابراهيم بديل
گرجستان اسير آوردند، با ابو الحسن على نجار شيروانى پدر خاقانى عقد زناشوئى بست و خاقانى از وى بوجود آمد بعد از سنّ رشد، عقائد و اصطلاحات مذهبى عيسويان را از مادر ياد گرفت، تربيت او نيز در اخلاق و روحيّات خاقانى مؤثّر شد، در بعضى از اشعار خود از زحمات و محبتهاى مادر كه درباره وى معمول مىداشته اظهار شرمسارى كرده است و در پارهاى بآداب و عقائد و اصطلاحات مذهب عيسوى اشاره كرده و مرام خود را با همان اصطلاحات بيان مىنمايد از آنجمله قصيدهايست معروف كه سراپا مشحون از عبارات و اصطلاحات مذكور ميباشد و آن را هنگام محبوسى، از زندان شيروان، برسول پادشاه روم فرستاد و او را شفيع استخلاص خود نمود، مطلع آن اين است:
فلك كجروتر است از خطّ ترسا |
مرا دربند دارد راهبآسا |
|
تنم چون رشته مريم دو تا هست |
دلم چون سوزن عيسى است يكتا |
|
من اينجا پاىبند رشته ماندم |
چو عيسى پاىبند سوزن آنجا |
|