ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨٦ - خواندمير غياث الدين بن همام الدين
بود، از اجرت زنبيلبافى امرار معاش ميكرد، بهمين جهت بدين لقب خوّاص شهرت يافت و يا بجهت آن است كه خوّاص نام پدرش بوده و بعد از وفات او پسرش را نيز ابراهيم خوّاص گفتند (بطريق اضافه). كلمات بسيارى در اصول طريقت بدو منسوب ميباشد.
بسال ٢٩١ يا ٢٨٤ ه قمرى (رصا يا رفد) در طبريّه و يا جامع رى بمرض اسهال درگذشت.
(ص ٦٩٠ ج ٢ مه و ٧ ج ٦ تاريخ بغداد و غيره)
خواص ابو محمد جعفر يا خواص جعفر بن محمد
بعنوان خلدى نگارش داديم.
خوافى احمد بن محمد بن مظفر
- كنيهاش ابو المظفّر مولدش شهر خواف (بر وزن طواف) از بلاد نيشابور، از مشاهير فقهاى شافعيّه و در مناظره و جدل بىبدل ميباشد، با ابو حامد غزالى معاصر و همدرس و هردو از شاگردان امام الحرمين جوينى بودهاند. احمد، متصدى قضاوت طوس و نواحى آن نيز شد و بسال پانصد تمام از هجرت در طوس درگذشت. (ص ٢٩ ج ١ كا و ٢٠٦٦ ج ٣ س)
خوافى محمود
- بعنوان شاه سنجان نگارش خواهيم داد.
خواندمير غياث الدين بن همام الدين
- ملقّب بخواندمير، (چنانچه خودش در اوّل كتاب دستور الوزراى خود بدين روش نگاشته) و يا موافق نوشته بعضى از ارباب تراجم غياث الدّين هم لقب وى بوده، نامش محمد، پدرش نيز داراى اسم يا لقب حميد الدّين بوده است (اين جمله منافى نوشته مذكور دستور الوزراء نميباشد) بهرحال وى كاتب، منشى، مورّخ كامل، و درشمار مشاهير مورّخين عالم در قرن دهم هجرت معدود و مورد توجهات امير على شيرنوائى بود. تأليفات سودمندى دارد:
١- اخبار الاخيار ٢- تاريخ الوزراء ٣- جواهر الاخبار ٤- حبيب السير فى اخبار افراد البشر كه بسيار مشهور و محل رجوع و استفاده تمامى طبقات مردم است، در تهران و بمبئى چاپ سنگى شده، بسال ٩٢٧ بتأليف آن شروع و در سال ٩٣٠ ه (ظل) بپايانش رسانده و داراى وقايع عمومى عالم تا آخر سلطنت شاه اسمعيل اوّل صفوى (٩٠٦- ٩٣٠ ه قمرى) ميباشد. صاحب ترجمه اين كتابرا بنام استاد خود كريم الدّين حبيب اللّه اردبيلى