ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٣ - ذو النون مصرى، ثوبان (يا فيض) بن ابراهيم
و شريعت و از تلامذه مالك بن انس (سرسلسله مذهب مالكى از مذاهب چهارگانه اهل سنّت) بوده و كتاب موطأ استاد خود را از وى روايت نموده است. نخستين كسى ميباشد كه در ديار مصر بترويج اصول صوفيّه پرداخت و در ترتيب احوال و مقامات اهل عرفان و ولايت، سخن راند، كرامات بسيارى بدو منسوب دارند، چون كارش بالا گرفت و مشهور خاصّ و عامّ گرديد بكفر و زندقهاش متّهم داشته و سعايت پيش متوكّل عباسى بردند، خليفه از روى غضب امر باحضارش داد، پس از مشاهده صلاح حال و كلمات نصايح منوال او متأثر و گريان شد، از كرده خود پشيمان گرديد و با كمال احترام و عزّت بوطن خودش عودت داد.
از كلمات او است: از علامات محبّ آن است كه در تمامى اخلاق و افعال و احوالش متابعت از حبيب اللّه، حضرت محمد ص بنمايد. نيز گويد: توبه عوام از معصيت است و توبه خواص از غفلت. كلمات حكيمانه او بسيار بوده و در سبب اين لقب ذو النون گويند:
روزى با جمعى از بازرگانان در كشتى بود، گوهرى پربها از بازرگانى مفقود شد، عاقبت او را متّهم داشته و بسيار استخفاف و آزارش دادند، پس روى دل بدرگاه الهى برتافته گفت: الهى تو بر حالت من گواهى، ماهيان بسيارى كه هريكى گوهرى قيمتى در دهان داشته سر از آب برآوردند، ذو النون يكى از آنها را از دهن ماهى گرفته و بصاحب آن گوهر گمشده ردّ نمود، اهالى كشتى را از آن حالت حيرت دست داد، از كردههاى خود اظهار ندامت كرده و لب بمعذرت گشودند، بهمين جهت ملقّب بذو النون گرديد (يعنى صاحب ماهى كه نون در لغت عرب، ماهى را گويند. كار پاكان را قياس از خود مگير.
ذو النون كتابهائى در كيميا تأليف داده و در ماه ذى القعده سال ٢٤٠ يا ٢٤٤ يا ٢٤٥ يا ٢٤٦ يا ٢٤٨ ه قمرى (رم يا رمد يا رمه يا رمو يا رمح) در مصر وفات يافت و در قرافه صفرى مدفون گرديد. غلام سرور هندى در مادّه تاريخ آن مطابق سه قول اوّلى گويد:
شيخ ذو النون شاه عاليجاه |
برد چون زين جهان بجنت راه |
|
(سالك صالح)- ٢٤٠ و (عفيف)- ٢٤٠ بخوان |
سال ترحيل آن خدا آگاه |
|