ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٤٧ - ديلماج ميرزا محمد
اكرام و انعام مأمون گرديد، در خراسان اقامت كرد تا در آنجا وفات يافت. محمد در خروج كردن بشمشير بعقيده جاروديّه زيديّه مىرفته است. (مجمع البحرين و كتب رجاليه)
ديباجى
حسن بن محمد، سهل بن احمد بن عبد اللّه، مطهر بن ابى القاسم و بعض ديگر مصطلح علماى رجال بوده و رجوع بدان علم شود.
ديك الجن عبد السلام بن رغبان بن عبد السلام بن حبيب
- ملقّب بديك الجن، مكنّى بابو محمد، اصلش از موته، ولادت و اقامتش در حمص، شاعرى است مشهور شيعى از شعراى عهد عباسى كه دوستدار خانواده عصمت و اشعارش در غايت فصاحت وجودت ميباشد، مراثى بسيارى در حق حضرت حسين بن على ع گفته و در سال ٢٣٥ يا ٢٣٦ ه قمرى (رله يا رلو) درگذشت. او كنيزكى داشته دينار نام، آن كنيزك را با غلام وصيف نام خود متّهم داشته و بقتلش آورد، پس نادم شده و غزليّات بسيارى درباره وى گفت از آنجمله است:
جائت تزور فراشى بعد ما قبرت |
فظلت الثم نحر ازانه الجيد |
|
و قلت قرة عينى قد بعثت لنا |
فكيف ذا و طريق القبر مسدود |
|
قالت هناك عظامى فيه مودعة |
تعيث فيها بنات الارض و الدود |
|
و هذه الروح قد جائتك زائرة |
هذى زيارة من فى القبر ملحود |
|