ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٧٤ - زركشى محمد بن بهادر بن عبد اللّه
زرقى
در اصطلاح رجالى، لقب جبير بن اياس، خلاد بن رافع، خلاد زرقى، ذكوان بن عبد قيس، عيسى بن معاوية و غير ايشان بوده و شرح حالشان موكول بدان علم شريف است.
در مراصد گويد: زرق (بر وزن مدّت) ديهى است در مرو و بيابانى است در حجاز و يمن، بر وزن (دلق) ديهى است در مرو كه يزدجرد آخرين ملوك فرس در آنجا مقتول شده است. در تنقيح المقال ضمن ترجمه جبير بن اياس زرقى از بعضى نقل كرده كه زرق ديهى است در مرو كه يزدجرد آخرين ملوك فرس در آنجا مقتول شده و محمد بن احمد بن يعقوب محدّث زرقى نيز از آنجا است، پس گويد كه اين نسبت مناسب محمد مذكور نيست بلكه زرقى در عنوان محمد منسوب ببنى زريق است كه يكى از بطون انصار از خزرج ميباشد و در مقام نسبت بآن زرقى گويند (بضم اوّل و فتح ثانى بر وزن جهنى). بنى زريق از قبائل عرب اولاد زريق بن عامر بن زريق بن عبد حارثة بن مالك بن غضب (غصب ح ل) بن جشم بن خزرج بوده و جمعى از صحابه نيز از ايشان بودهاند. در بعضى از نسخ بعوض زرقى درقى بوده كه اوّلش حرف دال و دويمش حرف را (هردو بىنقطه) و در بعضى ديگر زرقى است كه اوّل آن راى بىنقطه مكسور و دوم آن زاى نقطهدار ساكن ميباشد، بنابراين محتمل است كه منسوب بمدينة الرزق باشد كه پيش از استيلاى مسلمانان در بصره نام يكى از سرحدات عجم بوده است و در آخر كلام خود گويد نسبت بجبير بن اياس همان زرقى كه منسوب ببنى زريق است مناسبتر ميباشد.
زركشى محمد بن بهادر بن عبد اللّه
- تركى مصرى زركشى منهاجى، ملقّب به بدر الدين، مكنّى بابو عبد اللّه، از علماى عامّه اواخر قرن هشتم هجرت ميباشد، پدرش بهادر، مملوك بعضى از اكابر بود، خودش در كودكى صنعت زركشى آموخته و كتاب منهاج فقه را حفظ كرد و موصوف بودن او بزركشى و منهاجى نيز از همين راه است. براى تحصيل علم بدمشق و حلب مسافرت كرد تا بتأليفات سودمندى موفّق آمده كه از آن جمله است: