ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٩٩ - زهرى مسور بن مخزمة بن نوفل بن عبد منات
تأليف كرده و مرتّب بابوابش گردانيد. كيفيّت حال زهرى درميان علماى شيعه محل بحث و مذاكره ميباشد، در تنقيح المقال بطور قطع تضعيفش نموده و تحقيق مراتب و بيان سلسله نسبش را كه جدّ عالى او بنوشته بعضى عبد اللّه پسر شهاب بن عبد اللّه بن حارث بن زهره بوده (اگر لازم باشد) موكول بكتب رجاليّه ميداريم و چنانچه مذكور داشتيم لفظ زهرى در اصطلاح محدّثين و علماى رجال منصرف بهمين محمد بن مسلم بوده و جايى كه شخص ديگرى را اراده نمايند بواسطه قرينه معيّن سازند. زهرى شب سهشنبه هفدهم رمضان سال يكصد و بيست و چهارم يا سوم يا پنجم هجرت در حدود هفتاد و دو سالگى درگذشت.
(ص ١٤٧ هب و ٦٨٨ ت و ٢٤ ج ٢ كا و كتب رجاليه)
زهرى مسور بن مخزمة بن نوفل بن عبد منات
- بن زهره زهرى، مكنّى بابو عبد الرحمن، از اصحاب حضرت رسالت ص و حضرت امير المؤمنين ع بود، موافق نقل از رجال شيخ بسمت سفارت از طرف آن حضرت نزد معاويه رفت و از اسد الغابة نقل كرده كه مسور از فقها و اهل علم و ديانت است، با خال خود عبد الرحمن بن عوف در امر شورى داخل و رأيش در باطن بطرف حضرت على ع بود، تا زمان قتل عثمان در مدينه مقيم و بعد از آن بمكّه عازم و تا وفات معاويه نيز در آنجا اقامت داشت، بعد از معاويه بيزيد بيعت نكرده و در آن ارض اقدس با ابن زبير بود تا آنكه حصين بن نمير با لشگر شام براى مقاتله ابن زبير بمكّه آمد، مسور نيز در اوّل ربيع الاول سال شصت و چهارم هجرت در شصت و دو سالگى با سنگ منجنيق كه در حال نماز در حجر اسمعيل بر وى خورده مقتول گرديد و ابن زبير بروى نماز خواند. در تنقيح المقال بعد از نقل اين جمله فرمايد: رسالت مسور از طرف حضرت على ع بسوى معاويه (اگر باشد چنانچه از رجال شيخ نقل شد) دليل عدالت و قوت ايمان وى ميباشد لكن اصل موضوع رسالت محل ترديد بوده و كلام مذكور اسد الغابة منافى آن ميباشد زيرا كه بمكّه رفتن مسور بعد از قتل عثمان و اقامت كردن در آنجا تا حين وفاتش مستلزم آن است كه هيچيك از غزوات حضرت على ع را درك نكرده باشد و بعد از اين همه درباره چگونگى حال