ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٤ - ذو الشفر (ابن ابى سرج)
٢٠٢ يا ٢٠٣ ه قمرى (رب يا رج) در حمام سرخس پنهانى او را كشتند. يا خود سبب قتل فضل آن بود كه وقتى مأمون ميخواست خلافت را بحضرت رضا ع موكول دارد فضل نيز ترغيب و تحريص مىنموده است تا آنكه عبّاسيّين در بغداد بصدد انكار اين امر آمدند، از خلافت مأمون منصرف و بعمّ او ابراهيم بيعت نمودند پس مأمون فضل را بروش مذكور كشته و حضرت رضا ع را نيز مسموم كرد و بجهت تبرئه خود ببغداد نوشت، آنكه در امر على بن موسى، بر من انكار داشت از ميان رفت. بسط زايد را موكول به تنقيح المقال و ديگر كتب مربوطه ميداريم. بعد از فضل، برادرش حسن بن سهل بوزارت نايل گشت، دختر خود را بعقد مأمون درآورد، نثار و شاباش و وليمههاى فوق العاده كه نظير آن تا زمان آن معهود نبوده است بكار برد، عاقبت بجهت كثرت جزع و اضطرابى كه در مصيبت برادر داشته مختل الحواس گرديد و بهمين سبب زندانى شد تا در سال ٢٣٦ ه قمرى (رلو) درگذشت. (تنقيح المقال و ص ١٠٠ و ١٥٤ و ٤٥٠ ج ١ كا و ٣٣٩ ج ٢ تاريخ بغداد)
ذو الرياستين حاج محمد حسين
- بعنوان حسينى شيرازى مذكور شد.
ذو الزوائد [ (جهنى)]
جهنى از اصحاب حضرت رسالت ص ميباشد، روايت حديثى دارد كه در حجّة الوداع از آن حضرت استماع نموده و نام وى معروف نيست.
(مرصع ابن اثير)
ذو السيفين ابو الهيثم بن نبهان
- كه در جنگها دو شمشير برميداشت، بهمين جهت بدين لقب شهرت يافت و نيز لقب احمد بن كند اجيق از امراى معتضد عباسى است كه دو شمشيرش قلاده كرده و بدين لقبش ملقب داشت.
(مرصع ابن اثير)
ذو الشفر [ (ابن ابى سرج)]
لقب شخصى است ابن ابى سرج نام خزاعى از امراى حمير كه پدر زنى، تاجه نام بوده است. در قاموس اللّغة از ابن هشام مورّخ نقل كرده وقتى در اثر سيلى ناگهانى، قبرى ظاهر شد، جنازه زنى را ديدند كه در گردن، هفت گردنبند مرواريد، در دست و پاى و بازوهايش دستبند و خلخال و بازوبند مرضّع و زرّين در هريكى هفت دانه مرواريد، در هر انگشتى انگشترى از جواهر قيمتى، در