ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٠٦ - دارمى عبد اللّه بن عبد الرحمن بن فضل بن بهرام
كرده و از نضر بن شميل و على بن حسين بن واقد و ديگر اكابر استماع نموده است، در بغداد بروايت حديث اشتغال داشت، مسلم و بخارى از وى روايت ميكنند و عاقبت به نيشابور رفته و بسال ٢٥٣ ه قمرى (رنج) در آنجا درگذشت.
(ص ٤٥٥ ج ١٣ تاريخ بغداد)
دارمى احمد بن محمد
- بعنوان نامى خواهد آمد.
دارمى اعين بن ضبيعه دارمى جعفر بن عثمان
هردو، مصطلح علم رجال بوده و ترجمه حال ايشان موكول بدان علم شريف است.
دارمى ربيعة بن عامر
- بعنوان مسكين دارمى خواهد آمد.
دارمى عبد الرحمن بن خلف بن عساكر
- از اطبّاى قرن پنجم هجرت ميباشد كه درشمار اساتيد طبّ و هندسه معدود و از اكابر تلامذه ابن البغونش آتى الترجمة بود، اكثر كتب جالينوس را از وى خوانده و در بعضى صناعات دقيقه و اعمال لطيفه نيز مهارتى بسزا داشته است. سال وفاتش مضبوط نيست. (ص ١٠٨ ج ١ مر)
دارمى عبد اللّه بن عبد الرحمن بن فضل بن بهرام
- يا مهران بن عبد الصمد، سمرقندى المولد و المسكن، از پيشوايان اهل حديث بشمار ميرود، تمامى فنون آن را از اكابر وقت خود فراگرفت، كمال فضل وى مسلم كل بود، سنن نبويّه را در شهر خود انتشار داد، براى نشر آنها مسافرت كرده و از مشايخ روايت ابو داود و ترمدى و مسلم بن حجاج ميباشد و از تأليفات او است:
١- التفسير ٢- الجامع الصحيح كه بسنن دارمى مشهور و به مسند دارمى مشهورتر بوده و بسال ١٢٩٣ ه قمرى در هند چاپ شده است ٣- السنن ٤- المسند، اين هردو عبارت از همان جامع صحيح مذكور است. وى بسال ٢٥٥ ه قمرى (رنه) در هفتاد و پنج سالگى در مرو وفات يافته و هم در آنجا بخاك رفت، محمد بن اسمعيل بخارى از شنيدن خبر وفات او بسيار متألم شده و گريسته و اين شعر را فروخواند:
ان عشت تفجع بالاحبّة كلهم |
و فناء نفسك لا ابالك افجع |
|