ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٦ - ذو اليمينين طاهر بن حسين بن مصعب
برآنند كه او غير از ذو اليدين است، از مخالف و مؤالف بما رسيده كه راوى حديث سهو النّبى خرباق ذو اليدين است نه عمير ذو الشمالين. در تنقيح المقال نيز گويد:
ذو الشمالين، لقب ابو محمد، عمير بن عبد عمرو و يا عمر خزاعى صحابى است كه در بدر شهيد شد و او غير از ذو اليدين است كه لقب خرباق اسلمى صحابى و مجهول الحال است و يكى دانستن ايشان چنانچه از صدوق و شيخ نقل شده اشتباهى است عظيم، پس گويد:
دليل مغايرت آنكه ذو الشّمالين عمير، روز بدر شهيد شد اما ذو اليدين خرباق اسلمى در زمان خلافت معاويه مرده و نيز ابو هريرة كه شاهد حديث سهو النّبى ميباشد دو سال بعد از بدر، اسلام آورده پس ممكن نباشد كه راوى آن حديث عمير شهيد بدر بوده باشد.
نگارنده نيز مغايرت ذو اليدين و ذو الشمالين را تأييد مينمايد بلى بنوشته ابن قتيبة، ذو اليدين را ذو الشّمالين نيز گويند لكن او غير از ذو الشّمالين شهيد بدر است و اسم اين ذو الشّمالين را مذكور نداشته است.
(تنقيح المقال و مستطرفات بروجردى و ص ١٥٠ مف)
ذويزن مالك بن مراره
- و شرح حالش موكول بكتب رجال است.
ذو اليمينين طاهر بن حسين بن مصعب
- مكنّى بابو الطيب، ملقّب بذو اليمينين، والى خراسان و از بزرگترين اعوان مأمون عباسى بود، در محاربه مأمون كه با برادرش محمد امين بن زبيده داشته اهتمام تمام در معاونت مأمون و استحكام اساس خلافت او بكار برد اينك از طرف مأمون بمحاربه محمد مأمور شد و عزيمت بغداد داد، محمد نيز على بن عيسى بن ماهان را اعزام داشت تا در رى ملاقات نمودند، على بن عيسى مقتول شد، طاهر صورت قضيه را بمرو كه كرسى خراسان و مقرّ خلافت مأمون بوده نگاشته و خودش عازم بغداد گرديد و بلاد سر راه را مسخّر و بغداد را محاصره نمود، در چهارم يا ششم ماه صفر ١٩٨ ه قمرى امين را كشته و سرش را پيش مأمون فرستاد و بجهت حسن خدمات او حكومت خراسان بدو مفوّض گرديد تا در ٢٥ جمادى الاخره ٢٠٧ ه قمرى (رز) در مرو درگذشت. وجه اين لقب بنوشته مرصّع ابن الاثير آنكه يكى