ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١١٤ - خاقانى ابراهيم يا بديل يا ابراهيم بديل
يافته و هريكى را مناسب صورتيكه از آن هيئت اجتماعيّه تخيّل ميشود نامى نهادهاند مثل حمل و ثور و غيره، از آن جمله، برج جوزا از اجتماع چندين كوكب ثابت، بشكل دو انسان توأم و همآغوش تخيّل شده كه در وسط آسمان پهن و منبسط ميباشد، بهمين جهت است كه آن را بعربى جوزا گويند (جوز بمعنى وسط است) چنانچه بجهت تخيّل دو صورت انسانى آنرا در زبان پارسى دو پيكر گويند، در اينجا كنايه از ابو بكر و عمر نموده كه در نزديكى قبر مطّهر حضرت رسالت ص مدفون هستند. خورشيد كه سلطان سيّارات ميباشد در فلك چهارم قرار دارد كه مركز و وسط افلاك هفتگانه سيّارات است پس روشن ميشود كه جوزا نزد خورشيد نبوده بلكه اوّلى در فلك هشتم و دويمى در فلك چهارم و مابين مكان ايشان فاصلهاى بىپايان است. بعد از اين گوئيم: مراد خاقانى آن است، در مدينه منوّره خطّى ديدم كه نويسندهاش مجهول و نامعلوم لكن از صدق و راستى و موافق عقيده مذهبى بودن آن، اجمالا معلوم بود كه دوست و آشنا و هممذهب است، زيرا سطر اوّل آن نوشته اين بود كه جوزا در نزد خورشيد آسمانى نيست. چنانچه از تعيين محل كواكب معلوم شد مضمون اين جمله درست و مطابق واقع ميباشد، چنانچه از تعيين محل كواكب معلوم شد مضمون اين جمله درست و مطابق واقع ميباشد، در اينجا كنايه از آن است كه اين جوزاى (دو پيكر) مجازى (عمر و ابو بكر) نزد خورشيد فلك رسالت ص نيستند و با اينكه بحسب ظاهر در آن مكان مقدّس دفن شدهاند لكن اكنون نزد آن بزرگوار نميباشند بلكه بملاحظه ادب (كه افراد رعيّت را نزد پادشاه نشستن، دور از وظيفه ادب و انسانيّت است تا چه رسد بخوابيدن) بموضع ديگر انتقال يافتهاند و مقصود خاقانى از شعر سومى مذكور آنكه، با ديدن آن خط، صدق و راستى آنرا تصديق نمودم و بجان نازنين حضرت رسالت كه پادشاه حقيقى است سوگند ياد كردم كه مطلب همچنان است كه نوشتهاند بدليل اينكه هركس را بمحضر سلطانى راه نيست و جليس پادشاه غير از پادشاه نميباشد، آرى چه نسبت خاك را با عالم پاك، ما للثّرى و الثّريّا، ما للتّراب و ربّ الارباب.
خاقانى بسال ٥٣٢ (ثلب) يا ٥٧٤ (ثعد) يا ٥٨١ (ثفا) يا ٥٨٢ (ثفب) يا ٥٨٣ (ثفج) يا ٥٩٥ (ثصه) ه قمرى در تبريز وفات يافت و در كوى سرخاب مدفون گرديد، بنا