ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨ - حاكم محمد بن عبد اللّه بن محمد
و موفّق بتوبه و انابه گرديد و از اينجا سبب حافى گفتن بوى نيز روشن ميشود كه بعربى پابرهنه را گويند، چنانچه موافق تصريح بعضى از اجلّه، تشيّع بشر نيز از آن قضيه استظهار ميگردد. موافق بعضى ديگر، سبب لقب حافى آن بوده كه روزى در اوقات انقطاع و عزلت، بند يك لنگه نعلين او گسيخته شد، از كفشدوزى درخواست نمود كه آن را درست نمايد، كفشدوز زبان بملامت گشوده و گفت شما دراويش و عرفا، پيوسته باعث رنج و زحمت ديگران هستيد، بشر اين حرف ناملايم را هموار طبع خود نكرده و منافى مقام انقطاعش ديد، آن لنگه را از دست و لنگه ديگر را از پاى انداخته و سوگند ياد نمود كه در تمامى عمر خود كفش در پاى نكند و برهنهپا باشد، اينچنين كرده و بحافى مشتهر گرديد.
بعضى از اهل سير در سبب توبهاش گويند كه در اثناى عبور، ورقپارهاى ديد كه بر روى آن بسم اللّه الرحمن الرحيم مسطور و در زير پاى مترددّين افتاده بود پس آن را برداشت، بچند درهمى كه داشته عطر غاليه خريده و آن ورق پاره را معطّر كرد و در شكاف ديوارى گذاشت پس در خواب اين صدا بگوشش آمد: يا بشر طيبت اسمى فلاطيبن اسمك فى الدنيا و الاخرة، اينك بعد از بيدارى توبه و انابه نمود. بارى بشر روز چهارشنبه بيستم ربيع الاول و يا دهم محرّم سال دويست و بيست و شش يا هفت از هجرت (٢٢٦ يا ٢٢٧ ه قمرى) در هفتاد و پنج سالگى در بغداد درگذشت، لكن بزعم بعضى در مرو و بعقيده ديگرى در قصبه دلگشا نام، از توابع شوشتر وفات يافته است و در همين قصبه قبرى است كه به بشر منسوب بوده و مزار مردم ميباشد. بشر سه خواهر داشته مضغه و مخده و زبده نام كه هرسه از اهل زهد و ورع و عبادت بودهاند.
(ص ٩٥ ج ١ كا و ١٣٢ ت و ١٢٤ لس و ١٢٣ هب و ٦٧ ج ٧ تاريخ بغداد و ١١٣ ج ٢ فع)
حافى محمد
- بعنوان زين الدين محمد حافى خواهد آمد.
حاكم محمد بن عبد اللّه بن محمد
- بعنوان ابن البيع و در باب كنى خواهد آمد و چنانچه در ترجمه لفظ حافظ مذكور داشتيم حاكم در