ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٤٧ - سحيمى
يكنواخت، متواليا بدون هيچ توقّف و تنحنح و سرفه، خطبه خواند و اصلا از موضوع خطبه سر مطلبى ديگر نرفت، هر معنى را كه در اثنا مذاكره مىكرده ناقصش نميگذاشته و بپايانش مىرسانيد پس معاويه اخطب عرب بودن او را تصديق كرد، سحبان گفت نه عرب تنها، بلكه اخطب انس و جن هستم. گويند سحبان صد و هشتاد سال عمر كرده است، اوّلين كسى است كه در خطبه اما بعد گفته و بعصا تكيه زده و نيز نخستين كسى از اهل جاهليّت ميباشد كه بحشر و نشر و روز قيامت ايمان آورده است. (فريد و جدى و غيره)
سحبان العجم
در اصطلاح بعضى از اواخر كنايه از ابو القاسم فردوسى است كه از كثرت فصاحت كلماتش، بسحبان مذكور فوق تشبيهش كرده و بهمين وصف موصوفش دارند.
سحنون عبد السلام بن سعيد بن حبيب
- تنوخى، فقيه مالكى، مكنّى بابو سعيد، ملقّب بسحنون، رئيس مذهبى مالكيّه بلاد مغرب بود، علم مالك در آن نواحى بواسطه وى انتشار يافت، كتاب المدونة الكبرى در فقه مالكى از تأليفات او است كه در قاهره چاپ شده است و بواسطه عبد الرحمن بن قاسم عتقى از خود مالك روايت ميكند. صاحب ترجمه در ماه رجب سال دويست و چهلم هجرت در هشتاد سالگى درگذشت، امير محمد بن اغلب بر جنازهاش نماز خواند و حنوط و كفن براى او فرستاد لكن محمد پسر خود سحنون حيله كرده و آن كفن را صدقه نمود و با حنوط و كفن ديگر پدرش را تجهيز نمود. سحنون مرغى است تيزدهن در بلاد مغرب و عبد السلام نيز بواسطه حدّت نظرى كه در مسائل علميّه داشته است بهمين لقب ملقّب گرديد.
(ص ٣١٦ ج ١ كا و غيره)
سحيم عامر بن حفص
- بعنوان نسّابه خواهد آمد.
سحيمى
اقعش بن سلمة و سلمى بن حنظلة و غيرهما موكول بعلم رجال است.