ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٧٦ - حموئى ابراهيم بن سعد الدين محمد بن مؤيد ابى بكر
خانواده حموئى، از اعاظم علما و عرفا ميباشند. شيخ ابراهيم كثير الرواية و در طبقه علّامه حلّى و معاصرين وى بوده و علاوه بر علماى عامّه، از محقّق اوّل و پسر عمويش يحيى بن سعيد و از ابن طاوس و خواجه نصير طوسى و شيخ يوسف بن مطهر والد ماجد علّامه حلّى و ديگر اكابر علماى شيعه اماميّه نيز روايت كرده است، گويا بهمين جهت و يا باستناد پارهاى احاديث مرويّه در كتاب او است كه صاحب رياض العلماء و بعضى ديگر بشيعه بودنش معتقد بودهاند، غافل از اينكه موافق تصريح بعضى از اجلّه، در چندين جا از كتاب خود بخلافت خلفا تصريح و بنقل فضائل ايشان پرداخته است. شيخ ابراهيم تأليفات سودمند بسيارى دارد كه بين الفريقين مشهور و اشهر از همه كتاب فرائد السمطين فى فضائل المرتضى و البتول و السبطين است كه سمط اوّل آن مخصوص باخبار فضائل امير المؤمنين ع بوده و سمط ديگرش فقط در مناقب سائر ائمّه اطهار و خانواده عصمت و طهارت ميباشد، از تأليف آن بسال هفتصد و شانزدهم هجرت فراغت يافته و در سال ٧٢٢ ه قمرى (ذكب) در هفتاد و هشت سالگى در عراق درگذشت.
در روضات گويد: احتمال قوى هست كه شيخ ابراهيم صاحب ترجمة، بقرينه وحدت اسم و نسب و طبقه و غيره همان شيخ ابراهيم بن سعد الدين محمد بن ابى المفاخر مؤيّد بن ابى بكر بن ابى الحسن محمد بن عمر بن على بن محمد بن حمويه حموئى صوفى باشد كه در بعض مواضع بتشيّع منسوب بوده و اسلام آوردن غازان شاه برادر شاه خدابنده را نيز بدو منتسب دارند كه در چهارم شعبان ٦٩٤ ه ق در درب قصر خود در مقام لار دماوند مجلس بزرگى تشكيل داد، غسل كرد، لباس شيخ سعد الدين حموئى پدر شيخ ابراهيم را پوشيد، بشرف اسلام مشرّف شد و جمعى وافر از ترك نيز بجهت اسلام آوردن پادشاهشان بقبول آن دين مقدّس متفخر گرديدند و ايشانند كه بتركمان ناميده شدند.
شرح حال سعد الدين محمد مذكور را نيز بعنوان سعد الدين حموئى نگارش خواهيم داد. چنانچه در بالا نگارش يافت، حموئى گفتن شيخ ابراهيم بلكه ديگر افراد اين خانواده بجهت انتساب بجدّ عاليشان حمّويه بوده و يا با احتمال بعيد بجهت انتساب به ديه