ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٦٧ - خواجه (ربيع بن خثيم)
خواجه [ (امين الدولة، طبيب)]
امين الدولة، طبيب، بهمين عنوان معروف، اسمى از او در تواريخ و سير مذكور نشده، از اعاظم حكما و اطبّا و طبيب خاص ارغون خان بن اباقا خان بن هلاكو خان مغولى بود. سال وفاتش مضبوط نيست، لكن از رجال قرن هشتم بوده و شايد اوائل قرن نهم را نيز ديده باشد. (ص ٢٣٤ ج ١ مر)
خواجه [ (اوحد سبزوارى)]
اوحد سبزوارى، بعنوان اوحد سبزوارى قبلا مذكور شد.
خواجه پارسا، محمد بن محمد
- بعنوان پارسا محمد، نگارش يافت.
خواجه جمال الدين،
بعنوان ساوجى سلمان، مذكور خواهد شد.
خواجه [ (حافظ)]
حافظ، بعنوان حافظ شيرازى، نگارش داديم.
خواجه [ (حسن دهلوى)]
حسن دهلوى، بعنوان دهلوى حسن بن على، خواهد آمد.
خواجه [ (ربيع بن خثيم)]
ربيع بن خثيم، اسدى ثورى تميمى كوفى تابعى، اديب لغوى محدّث مفسّر، متعبّد متنسّك، كنيهاش ابو زيد، اقوال او در تفسير منقول و اقوال علماى رجال درباره او مختلف، چنانچه در روضات الجنّات با اوصاف مذكورهاش ستوده و در مجمع البيان از وى بامام متقدّم متبحّر و شيخ متقدّم تعبير ميفرمايد.
بروايت كشى، يكى از چهار تن اتقيا و ممدوحين زهّاد ثمانيه (كه بهمين عنوان، مذكور خواهيم داشت) ميباشد، در اتقان المقال و خلاصة الاقوال نيز در قسم اوّل كتاب كه براى ترجمه حال عدول و ثقات و معتمدين تخصيص دادهاند بترجمه حال وى پرداختهاند، در تنقيح المقال و خلاصة التنقيح نيز بوثاقت وى حكم كرده است، شيخ بهائى در جواب سؤال شاه عباس صفوى نگاشته است كه خواجه ربيع، از اصحاب حضرت امير المؤمنين ع و بسيار مقرّب بود، هنگامى كه لشگر اسلام براى جهاد با كفّار بخراسان آمده بودند در آنجا بدرود جهان گفت. از تاريخ ابن اعثم كوفى و بعض مصنّفات حمد اللّه مستوفى و بعض ديگر از ارباب سير جلالت و عظمت خواجه ربيع منقول و از كلمات او است كه اگر اين معاصى نيز متعفّن و گنديده ميبود و بوى بد آنها ظاهر ميشد هيچكس در پهلوى