ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٧٠ - خواجه (عماد فقيه)
يا وفاتش در قندهار (يا قهندز مصر، يا قهندز طوس و يا مداين واقع) و در قرب قبر حذيفه مدفون گرديد.
(ص ٤٥٠ ت و ٦٥ ج ١ مع و ١٠٤٩ ج ٢ و ٣١٠٠ ج ٤ س و ١٢٨ هب و ١٨٩٢ مط و غيره)
خواجه [ (عبد اللّه سامى)]
عبد اللّه سامى، بعنوان سامى خواجه عبد اللّه خواهد آمد.
خواجه [ (عبيد زاكانى)]
عبيد زاكانى، بعنوان زاكانى خواهد آمد.
خواجه عصمت الله، بخارى
- از اكابر شعراى قرن نهم هجرت ميباشد، مردى بزرگ و مستعدّ بود، نسبش بحضرت صادق ع موصول ميشود، در جميع اقسام شعرى مهارت داشت، سلطان خليل بن امير شاه، تمامى فنون شعر را از وى اخذ نمود، دائما انيس و جليس وى بود، حرمت او را رعايت مينمود، چون سلطان خليل از حكومت بخارا عزل و در زندان الغ بيگ افتاد خواجه مترنّم اين ابيات دردناك گرديد:
كاش فرمودى بشمشير جدائى كشتنم |
تا بخوارى در چنين روزى نديدى دشمنم |
|
باغبان گو، در ته ديوار گلزارم بكش |
بيحضورش گر كشد خاطر بسرو و سوسنم |
|
شهسوارم كى خرامد باز تا ديوانهوار |
خاك و خونآلوده خود را بر سر راه افكنم |
|
خوندل زانرو همى بارم ز شريان دوعين |
كز فراقش نشتر خونى است هرمو بر تنم |
|
تا ز عصمت كى شود آثار دوران خليل |
كاين بتانى را كه ناحق ميپرستم بشكنم |
|