ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٧ - ذو الفقار سيد حسين قوام الدين بن على
قتادة بسال ٢٣ ه قمرى (كج) در شصت و پنج سالگى درگذشت و لقب او را در مرصّع ابن الاثير، ذو العين نوشته است (با صيغه مفرد).
(مرصع و ص ١١٣٨ هب و ٢٩٩ ج ٢ نى و غيره)
ذو الغصة لقب حصين بن يزيد بن شداد
- حارثى است كه در صد سالگى وفات يافت، از آنرو كه در گلويش چيزى شبيه بچينهدان مرغان بوده بدين لقب اشتهار داشت كه غصّه (با ضمّ و تشديد) چيزى را گويند كه در گلو مانده و مانع از تنفس گردد خواه از قبيل طعام و خوراك باشد، يا غيظ و غضب.
(تنقيح المقال)
ذو الفضائل احمد بن محمد بن قاسم
- در باب كنى بعنوان ابورشا خواهد آمد.
ذو الفقار سيد حسين قوام الدين بن على
- صدر الدين شيروانى، از دانشمندان گرانمايه و شعراى نامى پر مايه عهد دولت خوارزمشاهيان ميباشد، در فنون شعر ماهر و جميع اشعار او بصنايع ظريفه و بدايع طريفه مشتمل است، در اختراع بيت متلوّن و بحر مختلف دستى توانا داشت، در قواعد و بدايع شعرى مخترع بوده و اكثر شعرا بدو اقتفا جستهاند. در مدح اتابك اعظم يوسف شاه لر كه از طرف اباقا خان بن هلاكو خان حكومت خوزستان داشته قصائدى غرّا گفته است و از معاصرين خاقانى شيروانى، فلكى شيروانى و نظائر ايشان ميباشد. وى بسال ٦٢٩ ه قمرى (خكط) در تبريز وفات يافت و در قبرستان سرخاب مدفون گرديد و از قصائد او است:
اى ز رأى روشنت، يك جزو تدبير صواب |
وى ز مهر خاطرت، يك ذرّه نور آفتاب |
|
گر جهانرا از دم لطف تو آيد نوبهار |
ور فلك را از كف راد تو باشد فتح باب |
|
آفتاب آرد بجاى غنچه گلبن، چمن |
مشترى بارد بجاى قطره باران، سحاب |
|