ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٥٥ - زاهد گيلانى
فحول علما كه بمراتب علم و فضل و تبحّر و توسع وى در فنون متنوّعه برهانى قاطع بوده و يك نسخه از آن نزد ميرزا عبد اللّه افندى صاحب رياض العلماء بوده است ١٥- موش و گربه كه بسيار مشهور بوده و بارها چاپ شده است ١٦- هزليات و غير اينها كه اكثر آنها در اوصاف زاهدان ريائى و بىحقيقت ميباشد، تصريحا و تلويحا افعال ناشايست و حركات نابايست ايشان را كه بزرگترين جنايت بر اسلام و تيشه بر ريشه ديانت حقّه ميباشد با بيانات شيوا تذكر ميدهد. عبيد بسال ٧٧١ يا ٧٧٢ ه قمرى (ذعا يا ذعب) درگذشت.
از اين تاريخ وفات و معاصر بودن با حافظ و سلمان و تاريخ بعضى از آثار او و ديگر قرائن مذكوره، فساد و بطلان قول بعضى كه از علماى عهد شاه طهماسبىاش دانستهاند ظاهر و مكشوف ميگردد. (ص ٢٥٦ ج ٢ نى و ١٤٥ سفينة و غيره)
زام
بتشديد ميم، بزبان عربى كسى را گويند كه بينى شتر را سوراخ ميكند و در اصطلاح رجالى لقب سعد بن ابى خلف بوده و شرح حالش موكول بدان علم شريف است.
زاهد
در اصطلاح رجالى، احمد بن حارث و خضيب بن عبد الرحمن و جمعى ديگر ميباشد و شرححال ايشان در آن علم بوده و در اينجا بشرح حال بعضى ديگر كه مصطلح ادبا و ارباب تراجم است ميپردازد.
زاهد محمد بن عبد الواحد
- بعنوان مطرز خواهد آمد.
زاهد گيلانى
از فضلاى عرفاى نعمت اللّهى اوائل قرن سيزدهم هجرت ميباشد كه جامع منقول و معقول بود و نسبت طريقتى وى بشيخ زاهد گيلانى مرشد شيخ صفى الدين اردبيلى موصول ميشود، بسال ١٢٢٢ ه قمرى (غركب) در اثناى سفر بيت اللّه الحرام در كاظمين وفات يافته و از اشعار او است:
عمرى بدر مدرسهها بنشستم |
با اهل ريا و كبر و كين پيوستم |
|
از يك نظر عاشق رمزى آخر |
هم از خود و هم ز غير خود وارستم |
|