ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٦٢ - زبيدى عبد اللطيف بن ابى بكر بن احمد بن عمر
زبيدى[١]
زبيدى احمد بن احمد
- بعنوان شرجى خواهد آمد.
زبيدى احمد بن عثمان بن ابى بكر بن بصيص
- مكنّى بابو العباس، ملقّب بشهاب الدين، نحوى لغوى عروضى در فنون مذكوره وحيد عصر خود بشمار ميرفت، رياست نحويّه بدو منتهى و مرجع استفاده عموم بود، از اقطار بعيده يمن در حوزه درس او حاضر ميشدند. بنوشته بعضى، دريائى بوده بىپايان و شرح مقدمه ابن بابشاذ و منظومهاى در عروض و قوافى از تأليفات او ميباشد و روز يكشنبه بيست و يكم شعبان هفتصد و شصت و هشت هجرى قمرى درگذشت. (ص ٨٥ ت)
زبيدى عبد اللطيف بن ابى بكر بن احمد بن عمر
- يمانى زبيدى شرجى، يكى از اكابر علوم عربيّه بوده و از تأليفات او است:
١- شرح ملحة الاعراب ٢- مقدمه نحويه ٣- منظومه مقدمه ابن بابشاذ.
در سال هشتصد و دوم هجرى قمرى درگذشت. (سطر ٢٩ ص ٣٣٨ ت)
[١]- زبيدى- در تنقيح المقال، ضمن ترجمه حال حسن بن على بن ابى المغيره زبيدى كوفى گويد: زبيدى (بضم اول و فتح ثانى) منسوب است بزبيد اكبر، از بطون قبيله مذحج كه نامش منبه اكبر بن صعب بن سعد بن مالك است، يا منسوب بزبيد اصغر ميباشد، از بطون قبيله مذكوره كه نامش منبه بن ربيعة بن سلمة بن مازن بن ربيعة بن منبه اكبر مذكور، يا منسوب بزبيد نامى از بطون قبيله تميم، يا زبيد ديگر از قبيله طى ميباشد. در مراصد گويد: زبيد (بر وزن كميل) نام موضعى است، بر وزن امير در اصل نام بيابانى بوده كه شهرى خصيب نامى در آنجا در زمان مأمون عباسى احداث شده و اكنون خود آن شهر را بنام اصلى آن بيابان، زبيد گويند و از بلاد مشهوره يمن است، پس گويد: زبيديه بركهايست در راه مكه و ديهى است مابين كرمانشاهان و برج قلعه و يكى ديگر در دو سه فرسخى واسطه و محلهايست در سمت غربى بغداد و يكى ديگر قرب قبر مطهر حضرت موسى بن جعفر ع از قطايع زبيده هارونى. بارى زبيدى، در اصطلاح رجالى، لقب حسن بن على بن ابى المغيرة و پدرش على و خالد بن راشد و سعيد بن عبد الجبار و شهاب بن محمد و جمعى ديگر و شرح حال ايشان موكول بعلم رجال ميباشد و در اينجا فقط بعضى از طبقات ديگر را كه بهمين وصف زبيدى معروف يا موصوف هستند تذكر ميدهد و وجه نسبت هريك نيز كه بكدام يك از مواضع يا قبائل مذكوره منسوب است از شرح حالش تخمينا معلوم ميشود.