ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٧٨ - خواجه نصير طوسى، محمد بن محمد بن حسن
اكابر و فحول فريقين و مرجع استفاده اساتيد هر فنّ بود، براى حل همهگونه مشكلات علمى در آنجا حاضر ميگرديدند، تمامى آنها را با سرانگشت افكار ابكار آن نابغه روزگار حل مينمودند و بيش از انتظار موفق بمرام خود ميشدند.
از قضاياى طريفه كه در مقامع الفضل، بخواجه نسبّت داده آنكه: در يكى از سفرهاى دريائى سى تن در كشتى همسفر بودهاند كه نصف ايشان مسلمان و نصف ديگر از يهود بود، در اثر تلاطم دريا آن كشتى مشرف بغرق شد ناچار تبانى كردند براينكه آن مسافرين را يكيك بدريا اندازند تا كشتى قدرى سبكتر شود و از غرق شدن محفوظ ماند، خواجه كه يكى از آن مسافرين بوده حيلتى انديشيد، تمامى ايشانرا بشكل دائره بطور مخصوصى نشانيد، همه را قانع و راضى كرد براينكه ايشان را نهنه بشمرند، شخص نهمى را هركس كه باشد بدريا اندازند اينك در نتيجه اين فكر عميق تمامى يهوديها را بدريا انداخته و مسلمانان نجات يافتند. بعضى از ارباب كمال همين قضيه را نظم و كيفيت و ترتيب نشاندن آن سى تن مسافرين كشتى را بدين روش بيان كرده است:
ز تركان چهار و ز هندو است پنج |
دو رومى ابا يك عراقى بسنج |
|
سه روز و شبى يك نهار و دو ليل |
دو باز و سه زاغ و يكى چون سهيل |
|
دو ميغ و دوماغ و يكى همچو دود |
ز نهنه شمردن بميرد جهود |
|