اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥٦ - نكته ٢
خودش خداوندى قرار دهيم- و هرگز انسان با اين فرض- نمىتواند چيزى را پيش بينى نموده- و از پى چيزى رفته و به كارى اقدام كرده- و مقصدى را تعقيب نمايد- پس اختيارى كه انسان براى خود اثبات العدم- نبايد موجب اشتباه بشود- و اين تصور را پيش آورد- كه افعال انسان به هيچ نحو متصف به امكان نمىشود- يعنى در باره هيچ فعلى از افعال نمىشود گفت- كه ممكن است بشود و ممكن است نشود- زيرا اينكه مىگوييم برخى شدنى است- يعنى با فرض تحقق جميع شرائط- و اجزاء علل شدنى است- و آن را كه مىگوييم نشدنى است- يعنى با فرض عدم اجتماع شرائط و مقدمات نشدنى است- و گر نه هر فعلى در ذات خود ممكن است بشود- و ممكن است نشود- و همچنين هر فعلى با در نظر گرفتن بعضى از شرائط- و مقدمات وجوديش نه همه آنها- باز ممكن است بشود و ممكن است نشود- مثلا اگر فعل را صرفا با ذات انسان در نظر بگيريم- و اراده و علم و اختيار انسان را در نظر نگيريم- آن فعل ممكن است از انسان صادر بشود- و ممكن است صادر نشود- ولى اگر فعل را با انسانى در نظر بگيريم- كه علم و اراده و اختيار وى نيز به فعل تعلق گرفته- البته در اين صورت- نسبت فعل بانسان ضرورت است نه امكان- براى اينكه معناى اختيارى بودن افعال انسان- بهتر فهم شود بهتر اينست- كه مقايسه بين طرز فعاليتهاى انسانى- و طرز فعاليتهاى جمادى و نباتى و حيوانى واقع شود از مشخصات فعاليتهاى جمادى اينست- كه همواره بر نهج واحد است- و محدود و يك نواخت است- هر جسم جامدى از كوچكترين ذره گرفته- تا بزرگترين منظومهها- هر خاصيتى كه دارد آن را به نهج واحد- و بطور يك نواخت انجام مىدهد- جسم جامد بخودى خود- قدرت انحراف از مسيرى كه پيش گرفته است ندارد- مگر آنكه عوامل خارجى دخالت كند- و مسير آن را تغيير دهد- يا آنكه آن عوامل خارجى- در وضع داخلى آن جسم جامد تغييراتى ايجاد نمايد- كه موجب اختلافى در اثر و خاصيت و طرز فعاليت آن جسم جامد گردد- .
اما هنگامى كه- فعاليتهاى نباتى را مطالعه مىكنيم- اختلافى بين نوع فعاليتهاى نباتى- و فعاليتهاى جمادى ملاحظه مىكنيم- و از آن جمله اينكه آن محدوديت- و يكنواختى و بر نهج واحد بودن- به آن صورت كه در جمادات مشهود است در نباتات نيست- زيرا خاصيتى در نبات هست- كه در برخى موارد ميتواند مجراى عمل خود را- بمنظور حفظ بقاء خود تغيير دهد- و حتى اگر