اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٥٢ - (٣)امر سوم
آرى فلسفه عاليه در مورد آفريدگار- بيك معنى باريكتر كه از سطح اين بحث بالاتر است- غرض و غايتى اثبات مىكند- .
از بررسى حقيقت غايت دو نظريه ذيل استنتاج مىشود- ١-در جهان هستى اتفاق وجود ندارد- ٢-بخت خوب يا بد شانس موهوم و بىحقيقت است ادراك مخصوص است- بنحو ديگر صورت مىگيرد- آنچه را كه ساير موجودات بحكم طبيعت- يا بحكم غريزه انجام ميدهند- انسان موظف است- كه در پرتو انديشه و عقل و اراده انجام دهد- طرز هدف گيرى انسان باين نحو است- كه در پرتو هوش و انديشه- هدف كمالى خويش را تشخيص مىدهد- و ميل و اشتياقش نسبت به او تحريك مىشود- و آنگاه در انديشه فرو ميرود- كه به چه وسيله بان مقصود برسد- بهترين وسيلهاى كه به نظرش رسيد ارادهاش متوجه او مىشود- و آنرا انتخاب مىكند و بسوى هدف مىشتابد- در انسان كار وسيله هدف است- وسيله واقع شدن كار در انسان باين نحو است- كه از تصور و انديشه و ميل بهدف- و تصديق بوسيله بودن وسيله اراده وسيله توليد مىشود- و بالنتيجه وسيله ايجاد مىشود- مثلا از تصور و اشتياق به سيرى- و تصديق به اينكه دست دراز كردن وسيله اين هدف است- اراده دست بردن بسوى غذا پيدا مىشود- و روى اين جهت ما مىگوييم- كه دست بردن بسوى غذا براى سير شدن انجام گرفت- حالا اگر فرض كنيم اين عمل نيز- مثل هزاران هزار عمل ديگر كه در وجود خود انسان- و ساير حيوانات مخفى از شعور انجام مىيابد- و همه وسيله سير شدن يا مانند آنست انجام مىگرفت- و طبيعت آنرا به عهده عقل و ادراك- و اراده انسان واگذار نكرده بود- آيا واقعا در آن صورت اين عمل غائى نبود- چه فرق است بين حركت دست انسان- و ترشحات غدد بزاق كه براى كمك هضم انجام مىيابد- چه فرقى هست بين جويدن غذا بوسيله دندان- كه با اراده و اطلاع انجام مىگيرد- با زير و رو كردنهاى متوالى معده- كه بهمين منظور صورت مىگيرد- چه فرقى هست بين حركت دست بسوى غذا- و حركات مخصوص لوله مرى براى رساندن غذا از حلق به معده غايت و فعل فعل و غايت نسبت بيكديگر عليت متقابل دارند- يعنى هم فعل علت