اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧٧ - بحثى با ماديين
باتفاق را از همكيشان خود گرفته- و به فلاسفه نسبت دادهاند- و خامسا گاهى كه به آنان خرده گرفته شده- كه وجود آثار اختيار مانند امر و نهى- و تربيت و تبليغ و دعوت و اقدام- و فداكارى در انسان با نفى كامل اختيار نمىسازد- پاسخ دادهاند- كه اراده انسان جزء علت فعل است- استقلال اراده را- با خود استقلال و اختيار اشتباه مىكنيم- مثلا فرض كنيم ناطقى در موقع نطق- گيلاس آبى را در برابر دارد- و پس از آنكه مدتى صحبت كرد- جرعهاى از آب گيلاس مىنوشد- كسى او را مجبور به نوشيدن آب نكرده- خود او اختيارا گيلاس را برداشته و نوشيد- مسلما نزد خود احساس اين اختيار را نيز مىنمايد- ولى آيا اين اطمينان او بر اختيار خويش- دليل است بر اينكه او واقعا با اختيار آب را نوشيد نه- زيرا هر شخص دقيقى مىفهمد كه اگر ناطق- گيلاس آب را با اين حرارت به سر كشيده- علت اينست كه گلويش خشك شده- و اين خشكى گلو در اثر حرف زدن او است- كه منتج بحدوث تغييراتى در گلوى او شده- كه بالاخره منجر به آشاميدن گرديده- پس علت اين كار تغيير فيزيولوژى جسمانى و آلى بوده- كه در ناطق ما پيدا شده- و او را مجبور به نوشيدن آب كرده است - اولا موضوع مختار بودن و آزاد بودن انسان- ارتباطى با موضوع استقلال اراده ندارد- البته اراده انسان نيز حادثهاى است از حوادث عالم- و پيدايش وى در اثر علل معينى است- و ثانيا اينكه مىگويد تغيير فيزيولوژى- ناطق را مجبور كرده كه آب مىنوشد غلط است- اينگونه عوامل همواره انسان را به طرف عمل تحريك مىكند- ولى مجبور نمىكند- يعنى قدرت مقاومت انسان در مقابل اين عوامل- هميشه محفوظ است- و اگر احيانا پس از سنجش و مقايسه فهميد- كه ضرر نوشيدن آب بر فائدهاش غلبه دارد- مثل آنكه چنين تشخيص داد- كه اين نوشيدن در اين حال موجب عوارض ناخوشى خواهد شد- جلو آن تحريك غريزى را مىگيرد- و از نوشيدن آب صرف نظر مىكند- پس انسان هيچ اجبارى در مقابل تحريكات غريزى- كه از طبيعت مادى سر چشمه مىگيرد ندارد- انسان داراى شخصيت اخلاقى است- شخصيت اخلاقى انسان وابسته بمقدار مقاومتى است- كه در مقابل همين تحريكات نشان مىدهد- و اگر اراده انسان صد در صد مطيع اين تحريكات است- پس شخصيت اخلاقى معنا ندارد- .
در اين مورد يك نكته روانشناسى هست- كه بنوبه خود حاوى سر فلسفى